گنجور

ماکو

خیّاط پسری بود به دستش ماکو
گفتم که دلی که برده‌ای از ما کو
گفتا که دل تو در کف من خون شد
از او اثری اگر بخواهی ماکو

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
قالب شعری: رباعی
منبع اولیه: همراهان گنجور

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

خیّاط پسری بود به دستش ماکو
گفتم که دلی که برده‌ای از ما کو
هوش مصنوعی: یک خیاط بود که در دستش چرخ خیاطی داشت. به او گفتم، دلی که از ما برده‌ای، کجاست؟
گفتا که دل تو در کف من خون شد
از او اثری اگر بخواهی ماکو
هوش مصنوعی: او گفت که دل تو به خاطر او رنجیده و خونین شده است. اگر بخواهی نشانی از او را به ماکو بیاور.

حاشیه ها

1396/01/04 09:04

مصرع اول مشکل وزنی داره
"ماکو" در مصرع دوم باید با فاصله نوشته بشه:ما کو؟
"ماکو" در مصرع چهارم عربی ست و به معنی:نیست

1397/06/05 05:09
علی

سلام
شعر زیبایی است.
شاید مشکل وزنی مصرع اول که دوستمان جناب عسکری اشاره کردند با تغییر جنسیت خیاط حل شود!:
خیاط زنی بود و به دستش ماکو
D:

1397/06/05 05:09
علی

یا:
خیاط مَهی بود و به دستش . . .

1398/03/01 08:06
جهن یزداد

شعر اینگونه بود و اشتباه نوشته شده
در.ی پسری بود به دستش ماکو

دوستی که پیشنهاد خیاط .نی دادند -- این نمونه شعر که از زمان عباسیان و از زمان ابونواس در عربی و بعدا در فارسی با نام شهر اشوب باب شد و درباره کسبه بازار و پسران صاحب شغل و قصاب و فقیه و خیاط و شیشه گر و از این دست است همه غ.ل م‍کر و همه درباره پسران و م‍کران هستند و خودش نوعی ادبی است که از لحاظ جامعه شناختی بسیار با ارزشند و الحق ابیات ملیحی هست مهستی گنجوی و سوزنی سمرقندی و مسعود سعد سلمان و خاقانی و انوری از مشهورین این نوع شعرند --- در عربی نیز ابونواس و الشاب ال/ریف - بسیار از این معنی دارند -
بیت زرگر که افکندست طرح دلبری با من
دمادم میکند از ناز جنگ زرگری با من

--
ان ماهروی خراط در هر کجا که باشد
روزی هزار عاشق از چوب میتراشد
---
دل من برده مردشو پسری
چه دلست این که مردشو ببرد
---
تا برده دلم ان پسر دانشجو
دیگر زمن دلشده کم دانشجو
لغزیده کمربند تو تا نیم سرین
لرزان لرزان همی روی تا لب جو

1398/03/01 08:06
جهن یزداد

ای بچه عراقی از نباتت بخورم
بر ساحل دجله از فراتت بخورم
عین تو کجای دل خود بگذارم
من ان عتبات عالیاتت بخورم
--------
دیشب من و ان تازه گل باغ جهان
رفتیم و نشستیم بهم باده زنان
امروز زنش خبر شد از قصه ما
القصه خودت باقی این قصه بخوان

1398/03/01 09:06
جهن یزداد

دیدم پسری به حوزه بودش طلبه
من نیز شدم در پی ان بت طلبه
یکچند کنم توبه و گردم مومن
اغوش بتان چه چیزها میطلبه

1398/03/01 09:06
جهن یزداد

اینگونه هم امده
دیدم پسری به حوزه بودش طلبه
من نیز شدم در طلب او طلبه
یک چند کنم توبه و مومن گردم
وقتی طلبه طلب کنی میطلبه

1398/03/01 09:06
جهن یزداد

درزی پسری بود به دستش ماکو -- درزی به معنای خیاط