شمارهٔ ۹۱
بهار تنگدلی سبز کرد حاصل ما
عبیر غنچه غبار خرابه دل ما
زموج چون نشناسد جوهر تیغش
هنوز شوق ندانسته گشت قاتل ما
حباب چشمه نزدیک راه تفرقه است
خراب سیل غبار است خانه دل ما
دمید دانه و در تنگنای خوشه خزید
به غیر عقده چه دید از گشاد مشگل ما
به یاد روی تو در آتشیم همچو اسیر
دل گداخته ما چراغ محفل ما
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بهار تنگدلی سبز کرد حاصل ما
عبیر غنچه غبار خرابه دل ما
هوش مصنوعی: بهار با دل تنگ و ناراحت ما، رنگ سبز و طراوتی به زندگیمان بخشید، اما حاصل آن فقط بویی از غنچهها و غبار دلهای ویران ماست.
زموج چون نشناسد جوهر تیغش
هنوز شوق ندانسته گشت قاتل ما
هوش مصنوعی: در اینجا به این معناست که اگر دریا و امواج، حقیقت و ذات تیغ را نشناسند، هنوز شوق و علاقهای که در دل میتپد، باعث شده که قاتل ما به این موقعیت نزدیک شود. به عبارتی، حتی اگر دشمن به تمامی ظواهر توجه نکند، احساسات و تمایلات عمیق ممکن است آنها را به سمت هدفی بکشاند.
حباب چشمه نزدیک راه تفرقه است
خراب سیل غبار است خانه دل ما
هوش مصنوعی: حبابی که در کنار چشمه وجود دارد، نشانهای از نزدیک بودن راه جدایی و تفرقه است. طوفان و سیلابها باعث ایجاد غبار و کثیفی میشوند و دل ما را تحت تأثیر قرار میدهند.
دمید دانه و در تنگنای خوشه خزید
به غیر عقده چه دید از گشاد مشگل ما
هوش مصنوعی: در لحظهای که دانه جوانه میزند و در فضای محدود خوشه رشد میکند، جز از تنش و درد ناشی از مشکلات، چه چیزی میتواند ببیند؟
به یاد روی تو در آتشیم همچو اسیر
دل گداخته ما چراغ محفل ما
هوش مصنوعی: به خاطر یاد تو در دل آتش میسوزیم، مثل کسی که در آتش افتاده است. ما مانند چراغی در جمع خود، نور و روشنیامان را از عشق تو میگیریم.