شمارهٔ ۸۹
گداخت بر لب حسرت ترانه دل ما
تبسمی کن و بشکن بهانه دل ما
سلم فروخته خرمن به برق ناکامی
دمیدن و ندمیدن ز دانه دل ما
حباب چشمه نزدیک راه تفرقه ایم
خراب سیل غبار است خانه دل ما
ز جوش بلبل و پروانه چون گل از هم ریخت
به شاخسار جنون آشیانه دل ما
که در دل است که درگرد شوق پنهان است
زسجده پاشی ما آستانه دل ما
زساده لوحی حیرت اسیر نومیدیم
که راه گوش نداند فسانه دل ما
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
گداخت بر لب حسرت ترانه دل ما
تبسمی کن و بشکن بهانه دل ما
هوش مصنوعی: لبخند سادهای بر لبان تو نشان بده و دل ما را از این حسرت که غمگین است، رها کن.
سلم فروخته خرمن به برق ناکامی
دمیدن و ندمیدن ز دانه دل ما
هوش مصنوعی: به خاطر شکست و ناکامی، زندگی ما هم مانند دانهای است که نمیداند باید بریزد و بمیرد یا هنوز فرصتی برای جوانه زدن دارد. دل ما در حال تماشا و انتظار است، اما هر لحظه احساس ناامیدی و یأس را تجربه میکند.
حباب چشمه نزدیک راه تفرقه ایم
خراب سیل غبار است خانه دل ما
هوش مصنوعی: ما مانند حبابی در کنار چشمه هستیم و به دلیل اختلافات و تنشها به راحتی میشکنیم. غبار و آشفتگیها مانند جریانی از سیل، دلهای ما را خراب کرده است.
ز جوش بلبل و پروانه چون گل از هم ریخت
به شاخسار جنون آشیانه دل ما
هوش مصنوعی: از نشاط و شور بلبل و پروانه، دل ما مانند گلی که در هم ریخته، در آشیانهای درختی از جنون قرار گرفته است.
که در دل است که درگرد شوق پنهان است
زسجده پاشی ما آستانه دل ما
هوش مصنوعی: در دل ما شوقی پنهان وجود دارد که به سجده و عبادت میانجامد و ما به درگاه آن عشق و معشوق پژمردهایم.
زساده لوحی حیرت اسیر نومیدیم
که راه گوش نداند فسانه دل ما
هوش مصنوعی: به خاطر سادگی ما و ناتوانی از انتظار، در حیرت و ناامیدی گرفتاریم، زیرا هیچکس نمیتواند حرف دل ما را بشنود.