شمارهٔ ۸۸
آیینه خرد حسن ز بازار دل ما
سوگند خورد عشق به دیدار دل ما
آنها که دل از گل،ستم از رحم ندانند
حیف است که باشند هوادار دل ما
با عربده بیگانه شدن فکر دل تو
بی حوصله دیوانه شدن کار دل ما
بیخوابی اندیشه دل حوصله می سوخت
شد داغ جنون دیده بیدار دل ما
حیف است که از آینه ات گرد برآید
غافل به از این باش خبردار دل ما
تعمیر خجالت از خانه به دوشی
بیساختگی تا شده معمار دل ما
آنها که نگشتند خریدار دل ما
بسیار نبودند خریدار دل ما؟
گفتیم اسیریم نگشتیم گنهکار
شرمنده شو از مستی بسیار دل ما
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
آیینه خرد حسن ز بازار دل ما
سوگند خورد عشق به دیدار دل ما
هوش مصنوعی: آیینه عقل و خرد به زیباییهای دل ما قسم خوردهاند که عشق، به ملاقات دل ما بیاید و آن را درک کند.
آنها که دل از گل،ستم از رحم ندانند
حیف است که باشند هوادار دل ما
هوش مصنوعی: کسانی که به لطافت و زیبایی دل اهمیت نمیدهند و از ظلم و سختی تفضل نمیکنند، شایسته نیست که طرفدار احساسات و دل ما باشند.
با عربده بیگانه شدن فکر دل تو
بی حوصله دیوانه شدن کار دل ما
هوش مصنوعی: عربده کشیدن و به بیگانگان وابسته شدن، باعث میشود که دل تو بیقرار و دیوانه شود، و این وضعیت، نتیجهٔ کار دل ماست.
بیخوابی اندیشه دل حوصله می سوخت
شد داغ جنون دیده بیدار دل ما
هوش مصنوعی: دل بیخواب و همیشه در افکار خود غرق است و این موضوع حوصلهاش را میسوزاند. به همین دلیل، عشق و شور و شوق در دل ما به حالت جنونآسا درآمده است.
حیف است که از آینه ات گرد برآید
غافل به از این باش خبردار دل ما
هوش مصنوعی: حیف است که از آینهات غبار بیفتد، تو باید بیشتر به خودت و دل خودت توجه کنی و از این ناپاکیها دوری کنی.
تعمیر خجالت از خانه به دوشی
بیساختگی تا شده معمار دل ما
هوش مصنوعی: معمار دل ما به دلیل ناتوانی در ساختن، شرمگین و بیسرپناه مانده است. او تلاش کرده است تا عشق و احساسات را شکل دهد، اما این کار به دلیل کمبودهایی که دارد، ناقص و ناامیدکننده به نظر میرسد.
آنها که نگشتند خریدار دل ما
بسیار نبودند خریدار دل ما؟
هوش مصنوعی: افرادی که دل ما را نخواستند، بسیار کم بودند.
گفتیم اسیریم نگشتیم گنهکار
شرمنده شو از مستی بسیار دل ما
هوش مصنوعی: گفتیم که ما گرفتاریم، اما گناهی نکردهایم. شرم کن از این همه شادابی و سرخوشی که دل ما را آشفته کرده است.