شمارهٔ ۸۷
دگر چه باده به پیمانه می کند دل ما
که مشق گریه مستانه می کند دل ما
به جان شکافی مژگان قسم که شب همه شب
خیال زلف تو را شانه می کند دل ما
فضول قدر نفهمیدگی نمی داند
چه بحثهای حریفانه می کند دل ما
چگونه رخنه گر ملک عافیت نشود
حدیث تیغ تو افسانه می کند دل ما
دماغ سیر ندارد حریف صحرا نیست
جنون به حوصله خانه می کند دل ما
گهی به دام تپدگاه در قفس رقصد
طواف کعبه و بتخانه می کند دل ما
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دگر چه باده به پیمانه می کند دل ما
که مشق گریه مستانه می کند دل ما
هوش مصنوعی: دل ما با هر بادی که در پیاله میریزد، بیشتر احساس میکند و به نوعی اشک ریختن را تمرین میکند.
به جان شکافی مژگان قسم که شب همه شب
خیال زلف تو را شانه می کند دل ما
هوش مصنوعی: به جان مژگان تو قسم که هر شب، دل ما در خیال زلف تو مشغول است و آن را مرتب میکند.
فضول قدر نفهمیدگی نمی داند
چه بحثهای حریفانه می کند دل ما
هوش مصنوعی: کسانی که به جزئیات توجه نمیکنند، نمیدانند که دل ما در این گفتگوها چه جدلها و مباحثههایی را دنبال میکند.
چگونه رخنه گر ملک عافیت نشود
حدیث تیغ تو افسانه می کند دل ما
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است کسی که به شادی و آرامش آسیب میزند، داستان تیغ تو را افسانهای نکند و دل ما را آزرده نکند؟
دماغ سیر ندارد حریف صحرا نیست
جنون به حوصله خانه می کند دل ما
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که انسان نمیتواند با شور و شوق و ذوق زیاد در دنیای بیرون که پر از چالشهاست، زندگی کند. عقل و تدبیر انسان جایگاه خود را در محدودهای آرام و خانگی پیدا میکند و انرژی و اشتیاق در او به حالت فرسودگی میانجامد.
گهی به دام تپدگاه در قفس رقصد
طواف کعبه و بتخانه می کند دل ما
هوش مصنوعی: گاهی دل ما در دام گرفتار میشود، و این دل به شکلهای مختلف، هم در قفس و هم در اطراف کعبه و معابد بتها، میرقصد و دلبستگیهای خود را نشان میدهد.