شمارهٔ ۴۲۴
گلاب خون و عبیر غبار می طلبد
چه قرض کهنه ز ما آن سوار می طلبد
زبان نفهمی ترک نگاه گرم از دل
شراب شعله کباب شرار می طلبد
به خون حسرت جاویدکشتنم بس نیست
که خونبهای من از روزگار می طلبد
شود چو نکهت گل بال گرم پروازم
صبا گر از چمن آید که یار می طلبد
ز راه وعده نزاکت کشیدنم بس نیست
که دل تپیدن من انتظار می طلبد
شدیم محرم و گشتیم راز دار و همان
نگاه شرم به بزم تو بار می طلبد
فسرده خاطری آه گزنده ای دارد
که نار شعله از او زینهار می طلبد
گرفته ایم به راهی ز گریه سامانی
که آب بیشتر از انتظار می طلبد
مسافر است مروت ز کوی یار اسیر
دل شکسته ز ما یادگار می طلبد
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
گلاب خون و عبیر غبار می طلبد
چه قرض کهنه ز ما آن سوار می طلبد
هوش مصنوعی: عطر خوش و زیبایی نیاز دارد، چه اینکه آن سوار قدیمی از ما طلبی دارد.
زبان نفهمی ترک نگاه گرم از دل
شراب شعله کباب شرار می طلبد
هوش مصنوعی: انسانی که نمیتواند به درستی صحبت کند، دیگر نمیتواند از نگاه محبتآمیز طرف مقابل لذت ببرد و از دلِ نوشیدنیاش، آتش و شوقی برای برقراری ارتباط برمیخیزد.
به خون حسرت جاویدکشتنم بس نیست
که خونبهای من از روزگار می طلبد
هوش مصنوعی: حسرت و غم ناشی از مرگ من کافی نیست؛ بلکه باید بدانیم که حق من بر عهده زمانه است و باید آن را از او خواست.
شود چو نکهت گل بال گرم پروازم
صبا گر از چمن آید که یار می طلبد
هوش مصنوعی: وقتی بوی خوش گل به مشامم میرسد و باد ملایمی میوزد، احساس میکنم که از باغ آمده و یارم مرا میطلبد.
ز راه وعده نزاکت کشیدنم بس نیست
که دل تپیدن من انتظار می طلبد
هوش مصنوعی: این گزراندن وعده و ناز و کرشمه دیگر کافی نیست؛ دل من به تپش درآمده و نیاز به انتظار دارد.
شدیم محرم و گشتیم راز دار و همان
نگاه شرم به بزم تو بار می طلبد
هوش مصنوعی: ما به هم نزدیک شدیم و اسرار یکدیگر را حفظ کردیم، و همان نگاه خجالتآور در جشن تو معنای دیگری پیدا میکند.
فسرده خاطری آه گزنده ای دارد
که نار شعله از او زینهار می طلبد
هوش مصنوعی: دل گرفته و غمگین است و احساس عمیق درد و افسردگی دارد، به طوری که شعلههای آتش نیز از او طلب آرامش و دوری میکنند.
گرفته ایم به راهی ز گریه سامانی
که آب بیشتر از انتظار می طلبد
هوش مصنوعی: ما به مسیری رفتهایم که در آن، اشک و غم بیشتر از آنچه که انتظار داشتیم، وجود دارد.
مسافر است مروت ز کوی یار اسیر
دل شکسته ز ما یادگار می طلبد
هوش مصنوعی: مسافر به یاد دوست وفاداری نمیکند و دلهای شکسته از یاد و خاطره ما چیزی میطلبند.

اسیر شهرستانی