شمارهٔ ۴۱۹
گلشن آرای خیالم حسن محجوب تو باد
لاله زار خاطرم داغ دل آشوب تو باد
از کتاب دل گشودم فال قاصد می رسد
پیچ و تابم مژده دیدار مکتوب تو باد
درد را لذت فروش سخت جانی کرده ای
جان بیتابی فدای صبر ایوب تو باد
خار وگل آنجا نمک پرورده یک شبنمند
حسرت آرای دل عاشق بد و خوب تو باد
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
گلشن آرای خیالم حسن محجوب تو باد
لاله زار خاطرم داغ دل آشوب تو باد
هوش مصنوعی: سرزمین خیالم با زیبایی تو زینت یافته است و یاد تو در دل من مانند گلهای لالهای است که داغی از یاد تو را به همراه دارد.
از کتاب دل گشودم فال قاصد می رسد
پیچ و تابم مژده دیدار مکتوب تو باد
هوش مصنوعی: از دل کتابم فال میزنم و به من خبر میدهد که پیامی رسیده است. به من مژده میدهد که دیدار تو نزدیک است.
درد را لذت فروش سخت جانی کرده ای
جان بیتابی فدای صبر ایوب تو باد
هوش مصنوعی: درد و رنجی که میکشی به شدت تو را تحت فشار قرار داده است، ای کاش جان و توانمندیام فدای صبر و استقامت تو شود.
خار وگل آنجا نمک پرورده یک شبنمند
حسرت آرای دل عاشق بد و خوب تو باد
هوش مصنوعی: در آنجا که خار و گل با هم در آمیختهاند، شبنم به یاد و خاطر دل عاشق نمکزدهای نشسته است، و به این حال و وضعیت تو برمیگردد که هم خوب است و هم بد.

اسیر شهرستانی