شمارهٔ ۴۲۰
غمی که درد نیفزود ننگ سلسله باد
لبی که شکر نفرسود ساغر گله باد
ز آشنایی صیاد در شکنجه دام
دل رمیده عاشق شکار آبله باد
هجوم گریه ما گرد ما به جا نگذاشت
غبار خاطر یاران غبار قافله باد
نگاه گرم تحمل گداز و شوق رسا
دلی که خون نشود خونبهای حوصله باد
اسیر عشق کجا اختلاط عشق کجا
جنون در آتش انجام این معامله باد
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
غمی که درد نیفزود ننگ سلسله باد
لبی که شکر نفرسود ساغر گله باد
هوش مصنوعی: غم و اندوهی که بر دردهای پیشین نیافزاید، ننگی است برای زنجیرهی حوادثی که با زبانی شیرین نتوانستهاند. نوشیدنی خوشایند هم به نظرم نمیآید.
ز آشنایی صیاد در شکنجه دام
دل رمیده عاشق شکار آبله باد
هوش مصنوعی: صیاد بهخوبی میداند که چگونه در دام عشق گرفتار شود، و دل آن عاشق در حال فرار از درد و رنج ناشی از این عشق است.
هجوم گریه ما گرد ما به جا نگذاشت
غبار خاطر یاران غبار قافله باد
هوش مصنوعی: اشکهای ما به قدری زیاد بود که هیچ نشانهای از یاد دوستان برجا نگذاشت، آنقدر که حتی غبار قافله باد نیز از بین رفت.
نگاه گرم تحمل گداز و شوق رسا
دلی که خون نشود خونبهای حوصله باد
هوش مصنوعی: نگاه پرمهر و دلگرم میتواند درد و شوق را به خوبی نشان دهد و دلی که هیچگاه تسلیم نشود و در برابر سختیها و ناامیدیها از پا درنیاید، ارزش و بهای صبر را به خوبی درک میکند.
اسیر عشق کجا اختلاط عشق کجا
جنون در آتش انجام این معامله باد
هوش مصنوعی: آدمی که در عشق گرفتار است، نمیتواند عشق را با درک و شعور خود ترکیب کند. این وضعیت او به جنونی شبیه است که در آتش عشق فرو رفته و نتیجهاش نمیتواند چیزی جز قرار گرفتن در چنین معاملهای باشد.

اسیر شهرستانی