گنجور

شمارهٔ ۴۱۵

که گفته سنگ دلت کفه محبت باد
دعای کیست که صبرم رمیده طاقت باد
مرا به عاشق دیوانه رحم می آید
غریب کیست دلش آشنای طاقت باد
در آتش دل الفت ندیده خویشم
که آرمیدگیش صید دام وحشت باد
هزار رنگ شکفتند میکشان ساقی
گل همیشه بهار تو ابر رحمت باد
بهار آمده رنگین تر از نگار اسیر
به عزم توبه شکستن رسیده فرصت باد

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

که گفته سنگ دلت کفه محبت باد
دعای کیست که صبرم رمیده طاقت باد
هوش مصنوعی: کوچک‌ترین سختی‌ها و مشکلات باعث شده‌اند تا صبر و طاقت من به سر بیفتد، و این در حالی است که محبت و دوستی در دل سنگی نگهداری می‌شود. در حقیقت، دعا و نیکی چه تأثیری بر این وضعیت خواهد داشت؟
مرا به عاشق دیوانه رحم می آید
غریب کیست دلش آشنای طاقت باد
هوش مصنوعی: من به حال عاشق دیوانه‌ای که در تنهایی خود رنج می‌برد، احساس رحم می‌کنم. او کسی است که دلش به چیزی آشناست، اما در عین حال، طاقت و تحمل نداشته است.
در آتش دل الفت ندیده خویشم
که آرمیدگیش صید دام وحشت باد
هوش مصنوعی: در دل من آتش عشق وجود دارد و من مثل پرنده‌ای هستم که در دام خوف و وحشت گرفتار شده‌ام. من تنها، در آرامش و سکوت نشسته‌ام و نمی‌توانم از این وضعیت رها شوم.
هزار رنگ شکفتند میکشان ساقی
گل همیشه بهار تو ابر رحمت باد
هوش مصنوعی: ساقی، تو مانند گلی همیشه درخشان و زیبا هستی که در آغوش تو هزار رنگ و زیبایی شکوفا می‌شود. دعا می‌کنم که رحمت و نعمت مانند ابر بر سر ما ببارد.
بهار آمده رنگین تر از نگار اسیر
به عزم توبه شکستن رسیده فرصت باد
هوش مصنوعی: بهار فرا رسیده و رنگارنگ‌تر از زیبایی است که گرفتار شده. حالا فرصتی پیش آمده که به خاطر تصمیمی جدی برای تغییر، به گذشته پشت پا بزند.