گنجور

شمارهٔ ۴۰۹

شب روز شد به یاد تو روشن چراغ صبح
با ساغر ستاره کنم سیر باغ صبح
از فیض عشق باج به قیصر نمی دهم
دارم دماغ باده و دارم دماغ صبح
با او به تازگی نمکی تازه کرده ام
از من کنید مهر پرستان سراغ صبح
در پرده بال می زند از بهر امتحان
من دیده ام که باز سفید است زاغ صبح
ممنون شدم ز فیض تو امشب اسیر (و) مست
هرگز مباد تیره شبت بی چراغ صبح

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

شب روز شد به یاد تو روشن چراغ صبح
با ساغر ستاره کنم سیر باغ صبح
هوش مصنوعی: شب به روز تبدیل شد و به خاطر تو، چراغ صبح را با جام ستارگان روشن می‌کنم و در باغ صبح قدم می‌زنم.
از فیض عشق باج به قیصر نمی دهم
دارم دماغ باده و دارم دماغ صبح
هوش مصنوعی: من از نعمت عشق، به هیچ مقام و قدرتی باج نمی‌دهم. من هم مست شراب هستم و هم بوی خوش صبح را استشمام می‌کنم.
با او به تازگی نمکی تازه کرده ام
از من کنید مهر پرستان سراغ صبح
هوش مصنوعی: من اخیراً رابطه‌ای تازه و شیرین با او برقرار کرده‌ام، از کسانی که عاشق او هستند، خواهش می‌کنم به من بگویید که صبح چه خبر است.
در پرده بال می زند از بهر امتحان
من دیده ام که باز سفید است زاغ صبح
هوش مصنوعی: پرنده‌ای به خاطر آزمایش من در پشت پرده پرواز می‌کند و من دیده‌ام که زاغ صبح همچنان سفید است.
ممنون شدم ز فیض تو امشب اسیر (و) مست
هرگز مباد تیره شبت بی چراغ صبح
هوش مصنوعی: امشب به خاطر لطف تو شکرگزار شده‌ام و در حال حاضر در دام مستی به سر می‌برم. امیدوارم هرگز در تاریکی شب تو بدون روشنایی صبح نمانی.