شمارهٔ ۴۰۷
آن میگساری شب و این دور باش صبح
شکر مدار شام کنم یا معاش صبح
عکس پری و شوخی آیینه هواست
پرواز نشئه در چمن انتعاش صبح
تارش نگاه حسرت شب زنده دار کیست
دیبای آفتاب ندارد قماش صبح
در باغ چهره نرگس دیر آشنای او
خوابیده مست باده شب بر فراش صبح
شب زنده داریت چه بهاری کند اسیر
گر باد آرزو نشود بت تراش صبح
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
آن میگساری شب و این دور باش صبح
شکر مدار شام کنم یا معاش صبح
هوش مصنوعی: شبی را به خوشگذرانی و میگساری میگذرانم و در این دور صبح، شکرگزاری نکن. آیا باید شب را به دور از نگرانیها بگذرانم یا به صبحی فکر کنم که در آن مشکلات و realities وجود دارد؟
عکس پری و شوخی آیینه هواست
پرواز نشئه در چمن انتعاش صبح
هوش مصنوعی: عکس زیبایی و شوخی در آینه نشاندهنده هوای لطیف و جذاب صبح است که مانند پرواز در چمن، حسی تازه و نشاطآور را به ارمغان میآورد.
تارش نگاه حسرت شب زنده دار کیست
دیبای آفتاب ندارد قماش صبح
هوش مصنوعی: این شعر به تصویری از حسرت و longing اشاره دارد، جایی که نگاه شب زندهدار (کسی که شب بیدار میماند) به تاریکی و شب اشاره دارد. این نگاه نمیتواند زیبایی و روشنی آفتاب را در خود داشته باشد، چرا که صبح و روز نوید بخش امید و روشنیاند. به نوعی، بیانگر این است که شب نمیتواند با روز و نور خورشید برابری کند و حسرتی به همراه دارد.
در باغ چهره نرگس دیر آشنای او
خوابیده مست باده شب بر فراش صبح
هوش مصنوعی: در باغ، چهره نرگس آشنای دیرین او به خواب رفته و در حالی که مست از باده شب است، بر بستر صبح آرامیده است.
شب زنده داریت چه بهاری کند اسیر
گر باد آرزو نشود بت تراش صبح
هوش مصنوعی: شب بیداری و نشاط تو چقدر زیباست، اما اگر نسیمی از آرزوها به وجود نیاید، صبح فقط به یک مجسمهساز تبدیل خواهد شد و زندگی رنگی نخواهد داشت.

اسیر شهرستانی