گنجور

شمارهٔ ۴۰۳

مگشای پیش هر کس بار فسانه چون موج
بند زبان ندارند اهل زمانه چون موج
کی بیمی از شکستن دارد به بحر هستی
تا کشتیی نگردد صید کرانه چون موج
از خویش اگر گذشتیم راه برون شدن هست
بحر شهادت است این ما در میانه چون موج
ما را غبار خاطر در بحر گریه سر داد
او در کرانه چون دشت ما در میانه چون موج
در بر و بحر عالم چون دل مسافری کو
بی آب و دانه چون ما بی آشیانه چون موج
در بحر آشنایی تا دیده می گشایم
اشکم کند به راهی هر دم روانه چون موج
تا کی به بحر هستی در بند هیچ بودن
بشکن به زور بازو زنجیر خانه چون موج
دریا اسیر گردد از بیقراری من
تیغش همان به خونم دارد زبانه چون موج

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

مگشای پیش هر کس بار فسانه چون موج
بند زبان ندارند اهل زمانه چون موج
هوش مصنوعی: به هر کسی داستان یا راز خود را نگویید، زیرا همچون موج‌ها، مردم این زمان توانایی درک عمیق و درست این صحبت‌ها را ندارند.
کی بیمی از شکستن دارد به بحر هستی
تا کشتیی نگردد صید کرانه چون موج
هوش مصنوعی: کسی که از مشکلات و دشواری‌ها نمی‌ترسد و در دریای زندگی با اعتماد به نفس حرکت می‌کند، به سرنوشتش دچار نمی‌شود و مثل یک کشتی نمی‌افتد در دام کرانه، همچون موج.
از خویش اگر گذشتیم راه برون شدن هست
بحر شهادت است این ما در میانه چون موج
هوش مصنوعی: اگر از خودمان فراتر برویم، راهی برای خروج وجود دارد. دریایی از شهادت در پیش روست و ما در میانه‌ی آن مانند موج هستیم.
ما را غبار خاطر در بحر گریه سر داد
او در کرانه چون دشت ما در میانه چون موج
هوش مصنوعی: او با صدای خود ما را به گریه انداخت، مانند دشت وسیع در کنار دریا، ما نیز در میانه‌ی این احساس مثل موجی در حرکت هستیم.
در بر و بحر عالم چون دل مسافری کو
بی آب و دانه چون ما بی آشیانه چون موج
هوش مصنوعی: در این دنیا، در زمین و دریا، دل انسان همچون دل یک مسافر است که بدون آب و غذا، بی‌سرپناه و مانند یک موج بی‌قرار می‌باشد.
در بحر آشنایی تا دیده می گشایم
اشکم کند به راهی هر دم روانه چون موج
هوش مصنوعی: هر زمان که در دنیای آشنایی نگاه می‌کنم، اشک‌هایم مانند موج‌هایی به راه می‌افتند و می‌رزند.
تا کی به بحر هستی در بند هیچ بودن
بشکن به زور بازو زنجیر خانه چون موج
هوش مصنوعی: تا کی می‌خواهی در محدودیت‌های زندگی گرفتار بمانی؟ با قدرت اراده‌ات زنجیرهای دنیای خود را بشکن و مانند موج آزاد و بی‌قید به جلو حرکت کن.
دریا اسیر گردد از بیقراری من
تیغش همان به خونم دارد زبانه چون موج
هوش مصنوعی: دریا از نا آرامی من به تلاطم می‌افتد و همانند موج، تیغ آب به خونم می‌زند.