گنجور

شمارهٔ ۴۰۱

ای چار رکن عالم خشتی ز بارگاهت
خورشید سرفرازی در سایه کلاهت
هر صبح عید دولت افلاک بهر پابوس
رویند چون غلامان گرد حریم جاهت
گیرد هلال عیدی از نعل برق سیرت
پوشد غبار خلعت از گرد شاهراهت
برق سحاب نصرت تیغ عدو گدازت
ابر بهار دولت دست جهان پناهت
چون ما شکسته موری در ترکتاز باران
پامال گشته گردون از حمله سپاهت
رومی و ترک و هندو صید کمند فتحت
چون آفتاب تابان عالم شکارگاهت
شاها تویی سلیمان من مور ناتوانم
دارم امیدواری از لطف گاهگاهت
در خشکسال طالع مگذار تشنه کامم
تو نوبهار و من خس تو ابر و من گیاهت
شایسته دعایی زیبنده ثنایی
روز بدت نباشد دارد خدا نگاهت
تا روزگار باشد در روزگار باشی
مسعود صبح و شامت فرخنده سال و ماهت
اقبال هم عنانت بخت جوان به کامت
تأیید دستگیرت توفیق خیرخواهت
تا سایه تو باشد پیوسته بر سر ما
بادا همیشه یارب لطف خدا پناهت

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای چار رکن عالم خشتی ز بارگاهت
خورشید سرفرازی در سایه کلاهت
هوش مصنوعی: ای چهار رکن جهان، گوشه‌ای از قدرت و عظمت تو همچون خورشید در زیر سایه کلاهت می‌درخشد و به همه روشنایی می‌بخشد.
هر صبح عید دولت افلاک بهر پابوس
رویند چون غلامان گرد حریم جاهت
هوش مصنوعی: هر صبح، به مناسبت عید، آسمان‌ها مانند خدمتگزارانی گرداگرد حضور تو گرد می‌آیند و به احترام تو جاودانه می‌باشند.
گیرد هلال عیدی از نعل برق سیرت
پوشد غبار خلعت از گرد شاهراهت
هوش مصنوعی: هلال عید به زیبایی از نعل برق می‌گیرد و غبار لباس را از گرد راه تو پاک می‌کند.
برق سحاب نصرت تیغ عدو گدازت
ابر بهار دولت دست جهان پناهت
هوش مصنوعی: برق آسمانی به مانند بُرَنده‌ی تیغ دشمن، ابر بهار نشان‌دهنده‌ی قدرت و شکوه توست. در این دنیا، حمایتی برای تو وجود دارد.
چون ما شکسته موری در ترکتاز باران
پامال گشته گردون از حمله سپاهت
هوش مصنوعی: زمانی که ما در چنگال سختی‌ها و مشکلات هستیم، مانند موری که زیر باران و طوفان پنهان شده و محو می‌شود، آسمان نیز در اثر حمله و فشار تو دچار تغییر و بحران شده است.
رومی و ترک و هندو صید کمند فتحت
چون آفتاب تابان عالم شکارگاهت
هوش مصنوعی: مردم رومی، ترک و هندو همه در دام تو افتاده‌اند؛ چون خورشید، درخشان و تابان، جهانی را که در آن زندگی می‌کنی، شکارگاه تو قرار داده است.
شاها تویی سلیمان من مور ناتوانم
دارم امیدواری از لطف گاهگاهت
هوش مصنوعی: ای پادشاه! تو همچون سلیمان من هستی و من همانند یک موریانه ناتوانم. با این حال، از مهربانی‌های گاه و بیگاه تو امید دارم.
در خشکسال طالع مگذار تشنه کامم
تو نوبهار و من خس تو ابر و من گیاهت
هوش مصنوعی: ای کاش در این روزگار خشک و بی آب و علف، تو بر من نگذری و من را که تشنه‌ام، تنها بگذاری. تو مثل بهار هستی و من مثل علفی که نیاز به باران دارم. من مثل گیاهی هستم که به باران تو نیازمندم.
شایسته دعایی زیبنده ثنایی
روز بدت نباشد دارد خدا نگاهت
هوش مصنوعی: دعای خوب و ستایش زیبایی برای تو شایسته است و امیدوارم روزی بدی برایت پیش نیاید، زیرا خداوند همیشه نظارت بر تو دارد.
تا روزگار باشد در روزگار باشی
مسعود صبح و شامت فرخنده سال و ماهت
هوش مصنوعی: تا زمانی که زمان پابرجا است، تو نیز در آن زندگی کن، مسعود! صبح و شبت مبارک و سال و ماه‌هایت خوشبخت باشد.
اقبال هم عنانت بخت جوان به کامت
تأیید دستگیرت توفیق خیرخواهت
هوش مصنوعی: شما با حمایت و توفیق خوبان، نزد زمانه خوشبختی و موفقیت خواهید یافت.
تا سایه تو باشد پیوسته بر سر ما
بادا همیشه یارب لطف خدا پناهت
هوش مصنوعی: تا همیشه سایه تو بر سر ما باشد و خداوند به ما لطف کند تا از حمایت تو برخوردار شویم.