شمارهٔ ۴۰۰
پرده چشم سمن پیراهنت
جای بوی پیرهن پیراهنت
از تنت جای عرق دل می چکد
محشر آشوب من پیراهنت
ماه از شوق کتانی جان دهد
گشته لبریز بدن پیراهنت
خوش خیالی جلوه اندام تو
نازکی مضمون سخن پیراهنت
عضو عضوت یوسف مصر بهار
پیرکنعان چمن پیراهنت
اشک بلبل چشمه سار جان شود
گر کند گل پیرهن پیراهنت
می کند افسردگی داغت اسیر
گر نباشد سوختن پیراهنت
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
پرده چشم سمن پیراهنت
جای بوی پیرهن پیراهنت
هوش مصنوعی: بوی پیراهن تو در هوا پراکنده است و چشمان زیبا و شفاف تو همچون پردهای است که زیباییات را میپوشاند.
از تنت جای عرق دل می چکد
محشر آشوب من پیراهنت
هوش مصنوعی: از بدنت عرقی میچکد که نشاندهندهی هیجان و آشفتگی دل من است، پیراهن تو شاهد این احساسات است.
ماه از شوق کتانی جان دهد
گشته لبریز بدن پیراهنت
هوش مصنوعی: ماه به خاطر عشق و زیباییات به شدت متأثر شده و به گفتهای از شادی و اشتیاق، به مانند طغیانی در دلش احساس سرشار و پر از عشقی را تجربه میکند که در نتیجه، وجودش از شوق به تو پر شده است.
خوش خیالی جلوه اندام تو
نازکی مضمون سخن پیراهنت
هوش مصنوعی: خیال خوشی که داری، زیبایی اندام تو و نازک بودن مفاهیم در کلامت را به نمایش میگذارد.
عضو عضوت یوسف مصر بهار
پیرکنعان چمن پیراهنت
هوش مصنوعی: هر قسمت وجودت مانند عضوی از یوسف مصر است، و بهار پیر کنعان همچون چمنی است که پیراهن تو را زینت میبخشد.
اشک بلبل چشمه سار جان شود
گر کند گل پیرهن پیراهنت
هوش مصنوعی: اگر اشکهای بلبل در چشمه ساری جمع شود، جان میگیرد و زندگی پیدا میکند، در صورتی که گل، پیرهن تو را به تن کند.
می کند افسردگی داغت اسیر
گر نباشد سوختن پیراهنت
هوش مصنوعی: افسردگی تو را تحت فشار قرار میدهد، اما اگر آتش وجودت خاموش نباشد، سوختن پیراهنت اهمیتی ندارد.

اسیر شهرستانی