گنجور

شمارهٔ ۳۹۸

از پاک بینشی دل اهل نظر شکفت
این غنچه از طراوت آب گهر شکفت
آیینه خواب بود که دل از خیال تو
یک پیرهن ز صبح دوم بیشتر شکفت
پیش از خیال جلوه او دل به خون تپید
زان پیشتر که باغ بر آرد ثمر شکفت
شمشیر آبدار شد و لعل شاهوار
در سنگ خاره گل ز چمن شوخ تر شکفت
در شیشه باده بود و در آیینه عکس تو
کی در ریاض فیض گلی بر ثمر شکفت
سیر بهار گلشن بی رنگ شوخ تر
هر ساغری که خورد به رنگ دگر شکفت
از سایه گرد سرو تو آیینه خانه طرح
باغ آن هوا گرفت که دیوار و در شکفت
سازد هوای شوق جنون غنچه مرا
چندان دلم تپید که در زیر پر شکفت
دارد هوای ابر جنون گوشه قفس
آمد بهار اسیر و گل بال و پر شکفت

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

از پاک بینشی دل اهل نظر شکفت
این غنچه از طراوت آب گهر شکفت
هوش مصنوعی: به دلیل ذهن پاک و بینش درست اهل علم و نظر، این گل شکفته شد؛ مانند این که جوانه‌ای از لطافت و زیبایی آب مروارید به آرامی باز می‌شود.
آیینه خواب بود که دل از خیال تو
یک پیرهن ز صبح دوم بیشتر شکفت
هوش مصنوعی: آینه خواب بود و دل از خیال تو بیشتر از یک پیراهن که در صبح زود باز شده، شکفته و شکوفه زده است.
پیش از خیال جلوه او دل به خون تپید
زان پیشتر که باغ بر آرد ثمر شکفت
هوش مصنوعی: قبل از آنکه حتی به خاطرش بیفتیم، دل ما به شدت غمگین و نگران بود. این احساس درد و انتظار پیش از آن بود که باغ شروع به میوه دادن و شکوفا شدن کند.
شمشیر آبدار شد و لعل شاهوار
در سنگ خاره گل ز چمن شوخ تر شکفت
هوش مصنوعی: شمشیر باطراوت و زیبا و گوهر سرخ مثل سنگ سخت درخشید و گلی از چمن شکوفه‌ای شاداب‌تر از خود را نشان داد.
در شیشه باده بود و در آیینه عکس تو
کی در ریاض فیض گلی بر ثمر شکفت
هوش مصنوعی: در ظرف شراب تصویری از تو بود و در آینه نمای تو، چه زمانی در باغ لذت، گلی بر درخت شکوفا شد؟
سیر بهار گلشن بی رنگ شوخ تر
هر ساغری که خورد به رنگ دگر شکفت
هوش مصنوعی: در بهار، باغی که پر از گل است، هر بار که چشیده شود، رنگ و زیبایی تازه‌ای به خود می‌گیرد و شکیبایی و شوق بیشتری از خود نشان می‌دهد.
از سایه گرد سرو تو آیینه خانه طرح
باغ آن هوا گرفت که دیوار و در شکفت
هوش مصنوعی: از سایه‌ی زیبای سرو تو، تصویر باغ در آینه‌ی خانه نقش بست و دیوار و در نیز به گل نشستند و شکوفا شدند.
سازد هوای شوق جنون غنچه مرا
چندان دلم تپید که در زیر پر شکفت
هوش مصنوعی: عشق و شوق چنان مرا پر از احساس کرده که دل من به شدت می‌زند و در زیر پر گل، آرامش یافته‌ام.
دارد هوای ابر جنون گوشه قفس
آمد بهار اسیر و گل بال و پر شکفت
هوش مصنوعی: ابرها حال و هوای دیوانگی دارند، بهاری که در قفس گرفتار است، با شکفتن گل‌ها بال و پر می‌گشاید.