گنجور

شمارهٔ ۳۹۷

آمد از ذوق تپیدن نفس از یادم رفت
نگهی کرد که صد ملتمس از یادم رفت
خط چوگان دلم از سایه مژگان دزدید
شوخی چنگل باز و قفس از یادم رفت
سوختن تا گل صد برگ در آغوشم ریخت
چمن رنگرزیهای خس از یادم رفت
شیشه زهر خموشی شکرم ریخت به کام
طوطیی پر زد و جوش مگس از یادم رفت
حیرتی گشت رسا شعله آوازم شد
چقدر زمزمه نیمرس از یادم رفت
ناله عریان اثری جامه احرام کنند
جای دل اول منزل جرس از یادم رفت
اینقدر حرف تمنا ز که می پرسی اسیر
جلوه ای دیدم و یاد هوس از یادم رفت

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

آمد از ذوق تپیدن نفس از یادم رفت
نگهی کرد که صد ملتمس از یادم رفت
هوش مصنوعی: از شوق و هیجان، نفس کشیدن از یادم رفت، او نگاهی انداخت و همه درخواست‌ها و خواهش‌هایم از یادم رفت.
خط چوگان دلم از سایه مژگان دزدید
شوخی چنگل باز و قفس از یادم رفت
هوش مصنوعی: قلمی که بر روی کاغذ حرکت می‌کند، قادر است احساسات عمیق قلبم را به تصویر بکشد، و یاد من از تمام نگرانی‌ها و مشکلات روزمره پاک شده است.
سوختن تا گل صد برگ در آغوشم ریخت
چمن رنگرزیهای خس از یادم رفت
هوش مصنوعی: به خاطر شعف و زیبایی گل صد برگ، همه چیزهای دیگر را فراموش کرده‌ام و فقط لحظه‌های شیرین را در آغوشم احساس می‌کنم.
شیشه زهر خموشی شکرم ریخت به کام
طوطیی پر زد و جوش مگس از یادم رفت
هوش مصنوعی: شیشه‌ای پر از زهر سکوت را برای طوطی شیرین زبانی ریختند و پرواز کرد، و جوش و هیجان مگس از خاطرم پاک شد.
حیرتی گشت رسا شعله آوازم شد
چقدر زمزمه نیمرس از یادم رفت
هوش مصنوعی: شعله‌ای از حیرت و شگفتی در دل من روشن شده و صدایم به اوج رسیده است. در این حال، زمزمه‌ی خفی و دلنشینی که همیشه در خاطر داشتم، از یادم رفته است.
ناله عریان اثری جامه احرام کنند
جای دل اول منزل جرس از یادم رفت
هوش مصنوعی: صدای ناله‌ای بدون پوشش، تأثیرش همچون لباسی مخصوص عبادت است. جای دل، اولین ایستگاه در سفر، صدای جرس از یادم رفته است.
اینقدر حرف تمنا ز که می پرسی اسیر
جلوه ای دیدم و یاد هوس از یادم رفت
هوش مصنوعی: من به قدری به زیبایی و جذابیت تو مبتلا شدم که حتی از خواسته‌هایم نیز یادم رفت.