گنجور

شمارهٔ ۳۹۶

جلوه حسن تو بس در صورت و معنی گرفت
می توان از گرد مجنون دامن لیلی گرفت
قطره تا موج محیط بی نیازی گوهر است
می توان سامانی از هر پاره کشتی گرفت
پرتو آیینه دارد حلقه دام وفا
گریه ما عالمی از فیض یکرنگی گرفت
هر کجا گیرد مروت دامنت خونم بریز
می توان از کشتنم اکسیر بی رحمی گرفت

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

جلوه حسن تو بس در صورت و معنی گرفت
می توان از گرد مجنون دامن لیلی گرفت
هوش مصنوعی: زیبایی تو به اندازه کافی در چهره و باطن تجلی دارد. می‌توان از عشق و اشتیاقی که مجنون به لیلی دارد، الهام گرفت.
قطره تا موج محیط بی نیازی گوهر است
می توان سامانی از هر پاره کشتی گرفت
هوش مصنوعی: قطره‌ای که در دریا قرار دارد، همانند جواهر ارزشمندی است که در محیط بی‌نیازی به سر می‌برد. می‌توان با هر تکه‌ای از کشتی، نظم و ترتیب خاصی ایجاد کرد.
پرتو آیینه دارد حلقه دام وفا
گریه ما عالمی از فیض یکرنگی گرفت
هوش مصنوعی: ضیاء و روشنی آیینه، حلقه‌ای از محبت و وفا را به نمایش می‌گذارد و گریه‌ی ما، دنیایی از برکت و صفایی خالص را به وجود می‌آورد.
هر کجا گیرد مروت دامنت خونم بریز
می توان از کشتنم اکسیر بی رحمی گرفت
هوش مصنوعی: هر جا که رحمت و انسانیت تو را بگیرد، خون من بر دامن تو خواهد ریخت. می‌توان از کشتن من برای تو دارویی از بی‌رحمی به دست آورد.