گنجور

شمارهٔ ۳۹۴

فرصت مجنون اگر دنبال محمل می گرفت
نقش پای ناقه صحرا در سلاسل می گرفت
برده بی پرواییم تا صیدگاه مدعا
سعی باطل هرزه بر خود کار مشکل می گرفت
رفته ام از خاطرش تقریب فریادی کجاست
کاش جای آشنایی کینه در دل می گرفت
در پناه داغت از محشر چه پروا داشتم
گر غبارم بعد مردن دامن دل می گرفت
در بیابان طلب آوارگی صیاد بود
شوق ما درگام اول صید منزل می گرفت
تا چها شرمنده روی محبت می شدی
گر دلت آیینه ما در مقابل می گرفت
گر تماشا شکوه ای می داشت از مژگان اسیر
خون ما حسرت کشان دامان قاتل می گرفت

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

فرصت مجنون اگر دنبال محمل می گرفت
نقش پای ناقه صحرا در سلاسل می گرفت
هوش مصنوعی: اگر مجنون به دنبال وسیله‌ای برای سفر می‌افتاد، نقش پای شتر در زنجیرها را هم به خود می‌گرفت.
برده بی پرواییم تا صیدگاه مدعا
سعی باطل هرزه بر خود کار مشکل می گرفت
هوش مصنوعی: ما به‌صورتی بی‌پروا و آزادانه هستیم، در جایی که به دنبال رسیدن به خواسته‌هایمان هستیم. در این تلاش، هر تلاشی که انجام می‌دهیم، به نظر بی‌حاصل و بی‌فایده می‌آید و مشکلات زیادی را بر دوش خود می‌گذاریم.
رفته ام از خاطرش تقریب فریادی کجاست
کاش جای آشنایی کینه در دل می گرفت
هوش مصنوعی: به یاد او رفته‌ام و تنها فریادی درونم است که جایش خالیست. ای کاش به جای کینه‌ورزی در دل، محبت و خاطرات شیرین دوستانه‌ام جا می‌گرفت.
در پناه داغت از محشر چه پروا داشتم
گر غبارم بعد مردن دامن دل می گرفت
هوش مصنوعی: در سایه عشق و شور و شوق تو، از روز قیامت چه نگرانی داشتم؟ حتی اگر پس از مرگم غبار عذاب و هجران دل مرا در برگیرد.
در بیابان طلب آوارگی صیاد بود
شوق ما درگام اول صید منزل می گرفت
هوش مصنوعی: در بیابان، صیاد به دنبال شکار است و شوق ما باعث می‌شود که در اولین قدم، به منزل برسیم.
تا چها شرمنده روی محبت می شدی
گر دلت آیینه ما در مقابل می گرفت
هوش مصنوعی: اگر دل تو به محبت ما توجه می‌کرد، هرگز شرمنده نمی‌شدی و چهره‌ات زیباتر می‌شد.
گر تماشا شکوه ای می داشت از مژگان اسیر
خون ما حسرت کشان دامان قاتل می گرفت
هوش مصنوعی: اگر زیبایی چشمان عاشقانه‌اش آن‌قدر دلربا بود که بتواند دل‌ها را اسیر کند، حسرت از زندگی‌اش آن‌قدر سنگین می‌شد که قاتل نیز دامانش را می‌گرفت.