شمارهٔ ۳۹۳
جایی که عقل دامن تدبیر می گرفت
دیوانه زلف حلقه زنجیر می گرفت
گر داغ او نبود چه می کرد شب کسی
شمع نفس ز آتش دل دیر می گرفت
آهن به کوهسار ز پیچیده ناله ام
تاب از برای جوهر شمشیر می گرفت
تأثیر ناله چاشنی شهد زندگی است
گر نیستان نبود دل شیر می گرفت
در بزم می اسیر شب از وصف طره ای
صد جا زبان شوخی تقریر می گرفت
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
جایی که عقل دامن تدبیر می گرفت
دیوانه زلف حلقه زنجیر می گرفت
هوش مصنوعی: در جایی که انسانها با عقل و خرد خود به برنامهریزی و تدبیر میپردازند، افرادی که دیوانه و عاشق هستند به زلف و زیبایی طرف مقابل جذب میشوند و خود را در زنجیر عشق گرفتار میکنند.
گر داغ او نبود چه می کرد شب کسی
شمع نفس ز آتش دل دیر می گرفت
هوش مصنوعی: اگر داغ و سوز عشق او نبود، شبهای کسی چطور سپری میشد؟ شمع مروت و محبت به خاطر آتش دلش در گذشته ویران میشد.
آهن به کوهسار ز پیچیده ناله ام
تاب از برای جوهر شمشیر می گرفت
هوش مصنوعی: ناله من به حدی بلند و عمیق بود که حتی آهن در کوهها به لرزه درآمد و تاب و توان خود را از دست داد، گویی میخواست به جوهر شمشیر تبدیل شود.
تأثیر ناله چاشنی شهد زندگی است
گر نیستان نبود دل شیر می گرفت
هوش مصنوعی: ناله و اندوه هم بخشی از شیرینی و لذت زندگی به حساب میآید و اگر نبود، ممکن بود دل را به سختی و درد دچارت کند.
در بزم می اسیر شب از وصف طره ای
صد جا زبان شوخی تقریر می گرفت
هوش مصنوعی: در مهمانی پر از شراب، شب به خاطر زیبایی موهای یک نفر، بارها زبان به شوخی و لطیفه گویی باز کرد.

اسیر شهرستانی