شمارهٔ ۳۹۲
شرم رخت به دیده نقاب سمن گرفت
شوق لبت ز غنچه گلاب سخن گرفت
بر ناتوانیم نگر و حال دل مپرس
بیچاره چون فتاد ز پا دست من گرفت
یاد تو شمع بزم تماشاییان مباد
آهم ره خیال به صد انجمن گرفت
بی او رواج تنگدلی اینقدر بس است
اشکم فضای خنده گل از چمن گرفت
خواب عدم خیال و فریب اجل محال
نتوان به حیله نقد وفا را ز من گرفت
در جوش آب و آتش عشق است هر چه هست
از قطره می توان سبق سوختن گرفت
مستی که کرد صید تذرو خیال او
اندیشه را به سیر گل و یاسمن گرفت
آوارگی است منزل آسودگی اسیر
غربت کشید هر که سراغ وطن گرفت
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
شرم رخت به دیده نقاب سمن گرفت
شوق لبت ز غنچه گلاب سخن گرفت
هوش مصنوعی: صفای چهرهات باعث شد تا حتی چشمانم نتوانند بر احساس شرم غلبه کنند و زیبایی لبت همچون گلی از غنچهای خوشبو مرا مجذوب خود کرده است.
بر ناتوانیم نگر و حال دل مپرس
بیچاره چون فتاد ز پا دست من گرفت
هوش مصنوعی: به ناتوانی من نگاه کن و حال و روز دلم را نپرس. چه بدبختیست که وقتی بر زمین افتادهام، تنها تویی که دست مرا میگیری.
یاد تو شمع بزم تماشاییان مباد
آهم ره خیال به صد انجمن گرفت
هوش مصنوعی: یاد تو باعث خوشحالی و سوختن شمعهای مهمانیها نشود، آهم در دل به یاد تو هزاران جمع را در بر گرفته است.
بی او رواج تنگدلی اینقدر بس است
اشکم فضای خنده گل از چمن گرفت
هوش مصنوعی: بدون او، دیگر این اندازه که تنگدلی بگیرد کافی است؛ اشکم به قدری جاری شده که گلهای چمن را هم غمگین کرده است.
خواب عدم خیال و فریب اجل محال
نتوان به حیله نقد وفا را ز من گرفت
هوش مصنوعی: میتوان گفت که در این بیت، شاعر به مفهوم خواب و عدم وجود اشاره دارد و میگوید که نمیتواند با فریب و ترفندهای دنیا، وفای واقعی را از خود بگیرد. در واقع، او بر این باور است که وفای حقیقی و واقعی غیرقابل دستبرد است و هیچ ترفندی نمیتواند آن را از او برباید.
در جوش آب و آتش عشق است هر چه هست
از قطره می توان سبق سوختن گرفت
هوش مصنوعی: عشق در جوشیدن آب و آتش نمود پیدا میکند و هر چیزی که در این حالت وجود دارد، از یک قطره میتوان آموخت که چطور میتواند باعث سوختن شود.
مستی که کرد صید تذرو خیال او
اندیشه را به سیر گل و یاسمن گرفت
هوش مصنوعی: مستی که باعث شد به دام خیال او بیفتم، ذهنم را به گردش در گل و یاسمن مشغول کرد.
آوارگی است منزل آسودگی اسیر
غربت کشید هر که سراغ وطن گرفت
هوش مصنوعی: آدمی که در جستجوی وطن خود برمیآید، در سختی و غم غربت به سر میبرد و آرامش را در زندگی نمییابد.

اسیر شهرستانی