شمارهٔ ۳۹۰
هر دم ز گریه فیض نوی میتوان گرفت
سامان خرمنی ز جوی میتوان گرفت
در راه شوق توشه دل درد دل بس است
عمر گذشته را به دوی میتوان گرفت
جولان دل شکاریش از کار برده است
مستانه میرسد جلوی میتوان گرفت
منشین ز پا که خضر دچارت نمی شود
دامان شوق هرزه دوی می توان گرفت
طرف کلاه شوخی مژگان شکسته است
از چشم خویش هم گروی میتوان گرفت
تنها اسیر برق به منزل نمیرسد
دست رفیق گر مروی میتوان گرفت
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
هر دم ز گریه فیض نوی میتوان گرفت
سامان خرمنی ز جوی میتوان گرفت
هوش مصنوعی: در هر لحظه، از گریه میتوان بهرهای تازه برد و از جریان زندگی میتوان نظم و سامان ساخت.
در راه شوق توشه دل درد دل بس است
عمر گذشته را به دوی میتوان گرفت
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، فقط دلدرد کافی است، میتوان گذشته را فراموش کرده و با شتاب به جلو حرکت کرد.
جولان دل شکاریش از کار برده است
مستانه میرسد جلوی میتوان گرفت
هوش مصنوعی: دل بیقرار او در جستجوی عشق و جذابیت است و حالتی شاداب و پرشور دارد. در این حالت نمیتوان او را بازداشت یا به کناری راند؛ زیرا او به سوی شادی و میخانه میشتابد.
منشین ز پا که خضر دچارت نمی شود
دامان شوق هرزه دوی می توان گرفت
هوش مصنوعی: از جایی که نشستهای بلند نشو، زیرا خضر (نماد راهنمایی و آگاهی) به تو نخواهد رسید. در دنیای شوق و آرزو، میتوانی به راحتی به چیزهای بیارزش دست یابی.
طرف کلاه شوخی مژگان شکسته است
از چشم خویش هم گروی میتوان گرفت
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی اشاره دارد به این که چشمان یک فرد میتواند نشاندهنده عشق و احساسات او باشد. در واقع، شاعر از کلاهی که مژگان (موهای دور چشم) درست کرده، به نوعی از جذابیت و فریبایی یاد میکند و میگوید که با نگاهی به چشم دیگران، میتوان به عمق احساسات آنها پی برد. انگار خنده و شوخی در این نگاه وجود دارد که میتواند دلنشین و معنادار باشد.
تنها اسیر برق به منزل نمیرسد
دست رفیق گر مروی میتوان گرفت
هوش مصنوعی: کسی که به تنهایی و بدون کمک دیگران در مسیر زندگی قدم بردارد، نمیتواند به مقصد نهایی برسد. در صورتی که با همراهی و دوستی دیگران حرکت کند، میتواند بهتر و سریعتر به هدفش برسد.

اسیر شهرستانی