گنجور

شمارهٔ ۳۸۹

ره بر امید بیشترک می‌توان گرفت
پُر انتقام‌ها ز فلک می‌توان گرفت
گر سخت‌جانی دل ما امتحان کنی
خوش آتشی ز سنگ محک می‌توان گرفت
پرسیدمش ز صید لب خود گزید و گفت
صیاد را به دام نمک می‌توان گرفت
صیاد شوخ تا ز نمک دام می‌کشد
خوش صیدی از پری و ملک می‌توان گرفت
شوق نفس گداخته گر دل دهد اسیر
گر عمر رفته است به تک می‌توان گرفت

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ره بر امید بیشترک می‌توان گرفت
پُر انتقام‌ها ز فلک می‌توان گرفت
هوش مصنوعی: راهی می‌توان یافت که در آن امید بیشتری وجود داشته باشد و همچنین می‌توان از آسمان، انتقام‌های زیادی را به دست آورد.
گر سخت‌جانی دل ما امتحان کنی
خوش آتشی ز سنگ محک می‌توان گرفت
هوش مصنوعی: اگر دل ما را به آزمایش سختی بگذاری، می‌توانی آتش خوبی از سنگ سخت به دست بیاوری.
پرسیدمش ز صید لب خود گزید و گفت
صیاد را به دام نمک می‌توان گرفت
هوش مصنوعی: وقتی از او درباره لبش پرسیدم، او با کمی تردید گفت که تنها با دام نمک می‌توان صیاد را فریب داد.
صیاد شوخ تا ز نمک دام می‌کشد
خوش صیدی از پری و ملک می‌توان گرفت
هوش مصنوعی: صیاد با شیطنت و زرنگی خود از نمک و فریب دام، شکارهای خوش‌طعم و زیبایی می‌گیرد که می‌تواند به راحتی از پری و فرشته نیز به دست آورد.
شوق نفس گداخته گر دل دهد اسیر
گر عمر رفته است به تک می‌توان گرفت
هوش مصنوعی: اگر عشق و شوقی در دل وجود داشته باشد، حتی اگر زمان عمرمان سپری شده باشد، می‌توانیم تنها با یک لحظه‌ی شادابی و سرخوشی، از آن لذت ببریم.