گنجور

شمارهٔ ۳۸۷

آهم گره‌گشاست مدد می‌توان گرفت
نومیدیم رساست رصد می‌توان گرفت
از تیغ عشق خون مکافات می‌چکد
داد وفا ز اهل حسد می‌توان گرفت
تسلیم جوست خوی فراموشکار من
جان می‌توان سپرد و سند می‌توان گرفت
دشت جنون قلمرو وحشی از نگاه اوست
از آهوی رمیده بلد می‌توان گرفت
در پرده ساز عشق رسا گر شود اسیر
یک ناله را به عمر ابد می‌توان گرفت

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

آهم گره‌گشاست مدد می‌توان گرفت
نومیدیم رساست رصد می‌توان گرفت
هوش مصنوعی: اندوه من می‌تواند مشکل‌ها را حل کند و از آن می‌توان یاری گرفت. ناامیدی‌ام نیز واضح و روشن است و می‌توان در مورد آن تأمل کرد.
از تیغ عشق خون مکافات می‌چکد
داد وفا ز اهل حسد می‌توان گرفت
هوش مصنوعی: از شدت عشق، عذاب و انتقام به وجود می‌آید و تنها کسانی که به عشق وفادار هستند، می‌توانند از افرادی که حسادت می‌ورزند، قدردانی و محبت را دریافت کنند.
تسلیم جوست خوی فراموشکار من
جان می‌توان سپرد و سند می‌توان گرفت
هوش مصنوعی: تسلیم بودن به معنای فراموشی و نادیده گرفتن نقاط ضعف و اشتباهاتم است. می‌توانم جانم را فدای چیزی کنم و در عوض آن، مدرکی بابت این فداکاری دریافت کنم.
دشت جنون قلمرو وحشی از نگاه اوست
از آهوی رمیده بلد می‌توان گرفت
هوش مصنوعی: دشت جنون، منطقه‌ای سرشار از آزادی و ناشناخته‌ها است که از دید او به شکل متفاوتی دیده می‌شود. او به راحتی می‌تواند از آهوهای وحشی و فراری که در این دشت وجود دارند، نشانه‌هایی را پیدا کند.
در پرده ساز عشق رسا گر شود اسیر
یک ناله را به عمر ابد می‌توان گرفت
هوش مصنوعی: اگر فردی در دنیای عشق گرفتار شود، ناله و غم او می‌تواند تا ابد ادامه داشته باشد.