شمارهٔ ۳۷۵
شوق روزی که پی چاک گریبان میگشت
عمرها بود که مجنون تو عریان میگشت
یاد معماری مجنون که ز خاکستر دل
رنگ هر خانه که میریخت بیابان میگشت
گردش چشم تو روزی که شکارم میکرد
تا چهها در دلت ای زود پشیمان میگشت
ناله را با نفس سوخته بنواخته بود
که نیستان چقدر بیسر و سامان میگشت
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
شوق روزی که پی چاک گریبان میگشت
عمرها بود که مجنون تو عریان میگشت
هوش مصنوعی: شوق روزی که مجنون به سراغ چاک گریبان تو میآمد، عمرهای زیادی بود که او بیپوشش و عریان به دنبال تو میگشت.
یاد معماری مجنون که ز خاکستر دل
رنگ هر خانه که میریخت بیابان میگشت
هوش مصنوعی: به یاد معمار مجنون میافتیم که با دل شکستهاش، رنگ هر خانه را به بیابان میپاشید.
گردش چشم تو روزی که شکارم میکرد
تا چهها در دلت ای زود پشیمان میگشت
هوش مصنوعی: نگاه تو در روزی که مرا در دام خود میانداخت، تا چه چیزها در دل تو میگذشت که به سرعت پشیمان میشدی.
ناله را با نفس سوخته بنواخته بود
که نیستان چقدر بیسر و سامان میگشت
هوش مصنوعی: صدای نالهای که از دل سوختهای برمیخاست، نشان میداد که نیستان تا چه حد دچار بینظمی و آشفتهگی میشده است.

اسیر شهرستانی