شمارهٔ ۳۷۴
گردش چشم تماشا می گشت
از می شیشه دلها می گشت
گریه گر از دل ما می آمد
قطره سرمایه دریا می گشت
چقدر عربده ها می کاهید
گر نگاهی ز دلم وا می گشت
گرد این شوخی حیرت می دید
تا ابد محو تماشا می گشت
گر نیازم نشدی ناز طراز
ناز او کی غلط ایما می گشت
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
گردش چشم تماشا می گشت
از می شیشه دلها می گشت
هوش مصنوعی: چشمان تماشاگر در حال گشت و گذار بودند و از شیشه دلها، زیباییها را مینوشیدند.
گریه گر از دل ما می آمد
قطره سرمایه دریا می گشت
هوش مصنوعی: اگر اشکهای ما از عمق دل میآمدند، هر کدام به اندازهای ارزشمند میشدند که مانند قطرهای از دریا محسوب میشدند.
چقدر عربده ها می کاهید
گر نگاهی ز دلم وا می گشت
هوش مصنوعی: اگر نگاهی به دل من می انداختی، چه اندازه از فریاد و سر و صداها کاسته می شد.
گرد این شوخی حیرت می دید
تا ابد محو تماشا می گشت
هوش مصنوعی: دور این شوخی همیشه در حال تماشا بود و هیچگاه خسته نمیشد.
گر نیازم نشدی ناز طراز
ناز او کی غلط ایما می گشت
هوش مصنوعی: هرگاه که من به نیاز تو نرسیدم، چطور میتوانی بگویی که نشان ناز او چقدر نادرست است؟

اسیر شهرستانی