شمارهٔ ۳۷۱
در دلم سیر کوی یار گذشت
خارم از پا گل از کنار گذشت
وعده های کهن فریب تواند
می توانم ز انتظار گذشت
خنده زد غنچه گریبانی
چاک از دامن بهار گذشت
ساغر و شیشه سایه گل و سرو
نتوان از چمن خمار گذشت
می رسد از غبار خاطر ما
از سرخاک ما چه کار گذشت
توبه پر سخت رو اسیر خمار
راستش کار از انتظار گذشت
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
در دلم سیر کوی یار گذشت
خارم از پا گل از کنار گذشت
هوش مصنوعی: در قلبم خاطرههای عشق معشوق غوغا کرد، در حالی که خارهایی از پا عبور کردند و گلها از کنارم گذشتند.
وعده های کهن فریب تواند
می توانم ز انتظار گذشت
هوش مصنوعی: وعدههای قدیمی میتوانند فریبدهنده باشند، اما من میتوانم از انتظار طولانی بگذرم.
خنده زد غنچه گریبانی
چاک از دامن بهار گذشت
هوش مصنوعی: غنچهای که خنده بر لب دارد، چاکی از دامن بهار را میگیرد و از کنار آن میگذرد.
ساغر و شیشه سایه گل و سرو
نتوان از چمن خمار گذشت
هوش مصنوعی: جام و ظرفی که در دست داریم و سایه گل و درخت سرو، نمیتوان از باغ نشئه و مستی گذر کرد.
می رسد از غبار خاطر ما
از سرخاک ما چه کار گذشت
هوش مصنوعی: از یادها و خاطرات ما، از خاک و ماضیمان چه حوادثی گذشته است.
توبه پر سخت رو اسیر خمار
راستش کار از انتظار گذشت
هوش مصنوعی: توبه کردن کار آسانی نیست و برای کسی که در دام عشق گرفتار شده، این کار به نظر میرسد که به زحمت زیادی نیاز دارد. در واقع، از روزهای انتظار و امید گذشته و حالا کار به جایی رسیده که دیگر نمیتوان در انتظار ماند.

اسیر شهرستانی