گنجور

شمارهٔ ۳۷۰

تا کی از شام جدایی ماجرا خواهد گذشت
خود نمی دانی که هر روزم چها خواهد گذشت
بسکه می دزدم نفس در سینه بی تحریک عشق
کار من از پرسش روز جزا خواهد گذشت
دام الفت شد نفس تقریب صیادی کجاست
تا کی از خاطر کسی دیر آشنا خواهد گذشت
دیده ام خواب پریشانی چه تعبیرش کنم
نگذرد در خاطری کز خاک ما خواهد گذشت؟
در طلسم اشک عالمگیر دارم وحشتی
نیست بیرون از دل من هر کجا خواهد گذشت
از غبار ما صبا حیرت به گلشن می برد
در میان بلبل و قمری چها خواهد گذشت
از خدا برگشته دل تکلیف ساحل می کند
کشتی صبرم زخون ناخدا خواهد گذشت
کارها دارد جنون با بیزبانی های من
ناله زنجیرم از عرش دعا خواهد گذشت
شبنم گل را خیال گرد کلفت می کند
نگذرد در خاطر از خاکم کجا خواهد گذشت
گر چنین خواهد گذشتن عمر بیتابی اسیر
کار فارغبالی از چون و چرا خواهد گذشت

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

تا کی از شام جدایی ماجرا خواهد گذشت
خود نمی دانی که هر روزم چها خواهد گذشت
هوش مصنوعی: مدت زیادی قرار است که از جدایی ما بگذرد و تو نمی‌دانی که هر روز بر من چه می‌گذرد.
بسکه می دزدم نفس در سینه بی تحریک عشق
کار من از پرسش روز جزا خواهد گذشت
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه به شدت تحت تأثیر عشق هستم و نفس‌هایی که می‌زنم، به حدی زیاد است که احتمالاً در روز حساب و کتاب از من سوالی نخواهند کرد.
دام الفت شد نفس تقریب صیادی کجاست
تا کی از خاطر کسی دیر آشنا خواهد گذشت
هوش مصنوعی: با ایجاد رابطه عاطفی میان دو نفر، احساس می‌شود که مانند صیادی در دام افتاده‌ایم. حالا سؤال این است که تا کی می‌توانیم از یاد کسی که مدت‌هاست با او آشنا شده‌ایم، دور بمانیم؟
دیده ام خواب پریشانی چه تعبیرش کنم
نگذرد در خاطری کز خاک ما خواهد گذشت؟
هوش مصنوعی: من خواب ناخوشایندی را دیده‌ام و نمی‌دانم چگونه آن را تفسیر کنم. نمی‌توانم به خاطر بسپارم که روزی از خاک ما گذر خواهد شد.
در طلسم اشک عالمگیر دارم وحشتی
نیست بیرون از دل من هر کجا خواهد گذشت
هوش مصنوعی: در سایه‌ی اشک‌های جهانی، هیچ ترس و هراسی از دل من وجود ندارد و هر جا که بخواهد، می‌تواند بگذرد.
از غبار ما صبا حیرت به گلشن می برد
در میان بلبل و قمری چها خواهد گذشت
هوش مصنوعی: بادی که از ما می‌وزد، همواره حیرت‌انگیز است و در گلستان به پرواز در می‌آید. در میان بلبل و قمری، چه تحولی رخ خواهد داد؟
از خدا برگشته دل تکلیف ساحل می کند
کشتی صبرم زخون ناخدا خواهد گذشت
هوش مصنوعی: دل من از خدا دور شده و به سواحل خیال رسیده است. کشتی صبرم که ناخدای آن خون است، به زودی از این دریا عبور خواهد کرد.
کارها دارد جنون با بیزبانی های من
ناله زنجیرم از عرش دعا خواهد گذشت
هوش مصنوعی: دیوانگی‌ام با بی‌زبانی‌هایم کارهایی می‌کند؛ ناله و فریاد من مانند زنجیری است که از آسمان به سوی دعا خواهد رسید.
شبنم گل را خیال گرد کلفت می کند
نگذرد در خاطر از خاکم کجا خواهد گذشت
هوش مصنوعی: شمع گل، زیبایی و لطافت خود را مدیون شبنم است، اما این شبنم نمی‌تواند به یاد خاک باقی بماند و از آن عبور کند. در واقع، زندگی و زیبایی‌ها ناگزیر از گذر هستند و نمی‌توانند دائمی بمانند.
گر چنین خواهد گذشتن عمر بیتابی اسیر
کار فارغبالی از چون و چرا خواهد گذشت
هوش مصنوعی: اگر عمر به همین منوال سپری شود، دل بی‌قرار و ناآرام از زندگی بی‌خیال و بی‌پرسش خواهد گذشت.