گنجور

شمارهٔ ۳۶۵

عاشق آن روز که جا در خم آن دام نداشت
کلفت دایمی الفت هر خام نداشت
باده را شیشه کم ظرف ز جوش افکنده
در گلستان خم از عربده آرام نداشت
دل ما آینه راز دو عالم شده است
می توان گفت که جمشید هم این جام نداشت
سبزه از لاله صد رنگ برون آورده
با دعا گوی چو من این همه دشنام نداشت

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

عاشق آن روز که جا در خم آن دام نداشت
کلفت دایمی الفت هر خام نداشت
هوش مصنوعی: عاشق آن روزی هستم که در چنگال عشق ماندن را تجربه نکردم و هیچ وابستگی دائمی به آن نداشتم.
باده را شیشه کم ظرف ز جوش افکنده
در گلستان خم از عربده آرام نداشت
هوش مصنوعی: در این شعر، به توصیف وضعیتی پرداخته شده که در آن شراب در ظرفی کم‌حجم در حال جوشیدن و تلاطم است و سر و صدای ناشی از آن باعث به هم‌ریختن آرامش محیط گلستان شده است. آشفتگی و سرزندگی شراب به نوعی مشغولیتی را به وجود آورده که نمی‌تواند به راحتی آرام بگیرد.
دل ما آینه راز دو عالم شده است
می توان گفت که جمشید هم این جام نداشت
هوش مصنوعی: دل ما مانند آینه‌ای است که اسرار دو جهان را در خود منعکس می‌کند. می‌توان گفت که حتی جمشید، که صاحب جامی پر از دانش و معرفت بود، چنین دستاوردی نداشت.
سبزه از لاله صد رنگ برون آورده
با دعا گوی چو من این همه دشنام نداشت
هوش مصنوعی: سبزه به خاطر لاله‌های رنگارنگی که از آن به وجود آمده، با دعایی که می‌کند، به این نتیجه رسیده که من هم مثل او این همه دشنام نداشتم.