گنجور

شمارهٔ ۳۶۱

خرقه پوشی است خودنمایی نیست
عشقبازی است میرزایی نیست
گل خورشید اگر به سر زده ای
همچو خار برهنه پایی نیست
حال مجنون ز گرد مجنون پرس
دور گردی است آشنایی نیست
خون دل جرعه جرعه نوشیدن
کار رندی و پارسایی نیست
نمک آباد کشور دگر است
حسن شهری و روستایی نیست
دست یابد به خون بشوید مرد
کار با پنجه حنایی نیست
شیشه قدر شکست می داند
چشم بر راه مومیایی نیست
ما و بیگانگی یار اسیر
قرب در بند آشنایی نیست

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

خرقه پوشی است خودنمایی نیست
عشقبازی است میرزایی نیست
هوش مصنوعی: پوشیدن لباس صوفیانه به معنای خودنمایی نیست؛ این عمل نشانه‌ای از عشق واقعی است و هیچ ارتباطی به مقام و منزلت اجتماعی ندارد.
گل خورشید اگر به سر زده ای
همچو خار برهنه پایی نیست
هوش مصنوعی: اگر تو همچون گل خورشید در بالای سر خود درخشیده‌ای، مانند خار بی‌پوشش و عاری از زیبایی نیستی.
حال مجنون ز گرد مجنون پرس
دور گردی است آشنایی نیست
هوش مصنوعی: حال مجنون را از دور بپرسید، چون در این حال، دیگر آشنایی وجود ندارد.
خون دل جرعه جرعه نوشیدن
کار رندی و پارسایی نیست
هوش مصنوعی: نوشیدن غم و درد به شکل تدریجی نشان از بی‌تفاوتی و دوری از معنای واقعی دینداری و زهد نیست.
نمک آباد کشور دگر است
حسن شهری و روستایی نیست
هوش مصنوعی: در سرزمین نمک آباد، زیبایی و جذابیت تنها به یک شهر یا روستا محدود نیست و در واقع، هر گوشه و کنار آن با جاذبه‌ها و ویژگی‌های خاص خود، دنیایی متفاوت را به نمایش می‌گذارد.
دست یابد به خون بشوید مرد
کار با پنجه حنایی نیست
هوش مصنوعی: کسی که در کارهای خود جدی و مخلص باشد، به نتیجه‌ای ارزشمند دست خواهد یافت؛ اما شخصی که فقط به ظاهر و کارهای سطحی توجه کند، به موفقیت واقعی نخواهد رسید.
شیشه قدر شکست می داند
چشم بر راه مومیایی نیست
هوش مصنوعی: شیشه به خوبی می‌داند که شکستنی است و در این انتظار نیست که مانند مومیایی، بی‌حرکت و بی‌تغییر بماند.
ما و بیگانگی یار اسیر
قرب در بند آشنایی نیست
هوش مصنوعی: ما و دوری از یار گرفتار در عشق، از آشنایی و نزدیکی خبری نیست.