شمارهٔ ۳۵۷
به دور چشم توام التجا به دوران نیست
نگاه گرم کم از خاتم سلیمان نیست
فریب خورده دام نگاه می داند
که زیر تیغ تغافل نشستن آسان نیست
ز گرد راه تو روشن کنم سواد نظر
غبار بینشم از سرمه صفاهان نیست
مرا که یاد رخ دوست گلشن نظر است
هجوم گریه کم از جوش عندلیبان نیست
جنون پرستم و آشفتگی بهار من است
دماغم از گل باغ کسی پریشان نیست
ندیده روی خریدار گفتگوی اسیر
در آن دیار که خیل کسادی ارزان نیست
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
به دور چشم توام التجا به دوران نیست
نگاه گرم کم از خاتم سلیمان نیست
هوش مصنوعی: در اطراف چشمان تو، من در حال دعا کردن هستم، و این درخواست من نیازی به زمان خاصی ندارد. نگاه گرم تو هیچ کمبودی از قدرت خاتم سلیمان ندارد.
فریب خورده دام نگاه می داند
که زیر تیغ تغافل نشستن آسان نیست
هوش مصنوعی: کسی که فریب نگاه دیگران را خورده، میداند که بیتوجهی و نادیده گرفتن واقعیات، کار آسانی نیست و عواقبی دارد.
ز گرد راه تو روشن کنم سواد نظر
غبار بینشم از سرمه صفاهان نیست
هوش مصنوعی: از غبار نگاهی که بر ذهنم نشسته، میخواهم جادهی نورانی توجه تو را پاک کنم. این غبار، نه از سرمهی صفاهان که از بینش من ناشی شده است.
مرا که یاد رخ دوست گلشن نظر است
هجوم گریه کم از جوش عندلیبان نیست
هوش مصنوعی: من که به یاد چهره محبوبم همیشه در حال شادی و سرور هستم، هیچ کمبودی در اشک و غم ندارم که شبیه هجوم جوجهتیغیها باشد.
جنون پرستم و آشفتگی بهار من است
دماغم از گل باغ کسی پریشان نیست
هوش مصنوعی: من دیوانهوار عشق میورزم و حال و هوای بهار من همین درهمریختگی است، ذهنم از گلهای باغ دیگری به هم نخورده است.
ندیده روی خریدار گفتگوی اسیر
در آن دیار که خیل کسادی ارزان نیست
هوش مصنوعی: در آن دیار، اسیر نمیتواند با خریدار سخن بگوید و او نمیتواند این چهره را ببیند، زیرا در آنجا، فراوانی کالاها باعث نمیشود که قیمتها پایین بیاید.

اسیر شهرستانی