گنجور

شمارهٔ ۳۵۵

جز مراد دلت مرادم نیست
درد با صاف اعتقادم نیست
گفتمش وعده های بوسه چه شد
کرد لب خنده ای که یادم نیست
داد گردم به باد راز جنون
چه کنم با کس اعتمادم نیست
هرزه دردسر دعا چه دهم
مطلبی در خور مرادم نیست
من کجا قید نام و ننگ کجا
سر و سودای انقیادم نیست
درد دل گوش می کند فریاد
مصرع ناله ای به یادم نیست
جان سپارد به سینه ام دل اسیر
گر نگوید که خانه زادم نیست

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

جز مراد دلت مرادم نیست
درد با صاف اعتقادم نیست
هوش مصنوعی: جز خواسته و آرزوی دل تو، هیچ چیز دیگری برای من مهم نیست. درد و رنجی که می‌کشم، با اعتقادات پاک و روشن من سازگار نیست.
گفتمش وعده های بوسه چه شد
کرد لب خنده ای که یادم نیست
هوش مصنوعی: به او گفتم که آن وعده‌های بوسه چه شد، او لبخندی زد که هیچ چیزی از آن به یاد ندارم.
داد گردم به باد راز جنون
چه کنم با کس اعتمادم نیست
هوش مصنوعی: به باد راز جنونم را سپردم، زیرا که نمی‌توانم به کسی اعتماد کنم.
هرزه دردسر دعا چه دهم
مطلبی در خور مرادم نیست
هوش مصنوعی: هرگونه درخواستی برای دعا کردن چه فایده‌ای دارد وقتی که چیزی را که می‌خواهم، در دسترس نیست؟
من کجا قید نام و ننگ کجا
سر و سودای انقیادم نیست
هوش مصنوعی: من نه به نام و شهرت اهمیت می‌دهم و نه به تحقیر و افت؛ در واقع، رهایی و آزادی برایم ارزش بیشتری دارد.
درد دل گوش می کند فریاد
مصرع ناله ای به یادم نیست
هوش مصنوعی: درد دل به من گوش می‌دهد، اما هیچ فریاد یا ناله‌ای در یادم باقی نمانده است.
جان سپارد به سینه ام دل اسیر
گر نگوید که خانه زادم نیست
هوش مصنوعی: اگر دل عاشق من، جانش را به سینه‌ام بسپارد، اما نگوید که من در اینجا متولد نشده‌ام.