شمارهٔ ۳۴۸
جلوه ای از چشم دل مستور نیست
لن ترانی پرده دار طور نیست
پاکبازی را نشان دیگر است
هر که سربازی کند منصور نیست
تا تو می آیی قیامت رفته است
وعده وصل اینقدرها دور نیست
از غبارم آسمانها ساختند
بیش از این افتادگی مقدور نیست
چون به گل نسبت کند روی تو را
دیده ای دارد تماشا کور نیست
توبه کی دارد خلاف شرع دل
در قیامت بوالهوس معذور نیست
تخم حسنت در جهان پاشیده اند
حرص اگر دارد گناه مور نیست
دیده ام سیر دو عالم می کند
یک سر مژگان تماشا دور نیست
تا چه خواهد کرد با دل چشم او
خانه آیینه هم معمور نیست
نشئه در عالم سراسر می رود
از نگاهت هیچکس مخمور نیست
گر شود خاک آب گوهر می شود
ساغر دل کاسه فغفور نیست
از برای چشم بیمارش اسیر
شربتی چون شربت انگور نیست
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
جلوه ای از چشم دل مستور نیست
لن ترانی پرده دار طور نیست
هوش مصنوعی: جلوهای از زیبایی وجود دارد که از چشم دل پنهان نیست. هیچ پردهای نمیتواند مانع دیدن این جلوه شود.
پاکبازی را نشان دیگر است
هر که سربازی کند منصور نیست
هوش مصنوعی: انسانهای پاک و با نیتهای درست، نشانههای خاص و متفاوتی دارند. کسی که در راه خدمت و فداکاری تلاش میکند، نباید تصور کند که لزوماً مقام و عنوانی بزرگ دارد.
تا تو می آیی قیامت رفته است
وعده وصل اینقدرها دور نیست
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو بیایی، روز قیامت به پایان رسیده است. وعده ملاقات ما اینقدرها دور نیست.
از غبارم آسمانها ساختند
بیش از این افتادگی مقدور نیست
هوش مصنوعی: از ناپاکیها و مشکلات من، آسمانها و فضایی زیبا و بزرگ ساختهاند و دیگر از این خیانت و حقارت نمیتوانم تحمل کنم.
چون به گل نسبت کند روی تو را
دیده ای دارد تماشا کور نیست
هوش مصنوعی: وقتی که به گل نسبت داده میشود، چون روی تو را میبیند، چشم ناظر آن کور نیست و زیباییات را درست درک میکند.
توبه کی دارد خلاف شرع دل
در قیامت بوالهوس معذور نیست
هوش مصنوعی: توبه در برابر گناهانی که به روح و دل انسان آسیب میزنند در روز قیامت پذیرفته نیست و کسی که به خوشگذرانیا و هوسرانی روی آورده، در آن روز نمیتواند بهانهای بیاورد.
تخم حسنت در جهان پاشیده اند
حرص اگر دارد گناه مور نیست
هوش مصنوعی: زیبایی تو در سراسر جهان پخش شده است و اگر کسی حرص و طمع دارد، این هیچ گناهی بر مورچه نیست.
دیده ام سیر دو عالم می کند
یک سر مژگان تماشا دور نیست
هوش مصنوعی: چشمهای زیبای او میتواند تمام زیباییهای دنیا را مشاهده کند و این تماشا برای او دور از دسترس نیست.
تا چه خواهد کرد با دل چشم او
خانه آیینه هم معمور نیست
هوش مصنوعی: چشم او با دل من چه میکند، در حالی که حتی خانهی آیینه هم همیشه در دسترس نیست.
نشئه در عالم سراسر می رود
از نگاهت هیچکس مخمور نیست
هوش مصنوعی: نشئه و شور و حال در دنیا از نگاه تو به همه منتقل میشود، اما هیچکس در این حال مست نیست.
گر شود خاک آب گوهر می شود
ساغر دل کاسه فغفور نیست
هوش مصنوعی: اگر خاک به آب تبدیل شود، گوهر پیدا میکند و دل مانند ساغری میشود که در آن چیزی به جز قدر و ارزش نیست.
از برای چشم بیمارش اسیر
شربتی چون شربت انگور نیست
هوش مصنوعی: بخاطر چشم بیمار او، هیچ شربتی به شیرینی شربت انگور وجود ندارد.

اسیر شهرستانی