گنجور

شمارهٔ ۳۴۳

ما را که سر عشرت و پروای طرب نیست
گر درد به درمان نفروشیم عجب نیست
بی خضر توکل نتوان کرد سراغش
نقش پی گمنام تو در راه طلب نیست
در مکتب تسلیم شهیدان وفا را
جز جوهر شمشیر تو سرمشق ادب نیست
هر قطره ای از خون شهیدان گل صبح است
جایی که دمد صبح ز شمشیر تو شب نیست

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ما را که سر عشرت و پروای طرب نیست
گر درد به درمان نفروشیم عجب نیست
هوش مصنوعی: ما که در حال خوشگذرانی و لذت نیستیم، اگر دردهای خود را به درمان بفروشیم، تعجبی ندارد.
بی خضر توکل نتوان کرد سراغش
نقش پی گمنام تو در راه طلب نیست
هوش مصنوعی: برای رسیدن به مقصد و پیدا کردن راه از بی‌خبری و عدم اطمینان نمی‌توان گذر کرد. در حقیقت، اگر به راهنمایی چون خضر اعتماد نداشته باشی، نمی‌توانی به جستجوی حقیقت و خواسته‌هایت بپردازی؛ چون نشانه‌ای از او و راهی برای پیدا کردنش در مسیر طلب وجود ندارد.
در مکتب تسلیم شهیدان وفا را
جز جوهر شمشیر تو سرمشق ادب نیست
هوش مصنوعی: در دنیای فداکاری و تسلیم، وفاداری و صداقت شهیدان تنها با ارزش و پشتوانه‌ای که مانند جوهر شمشیر است قابل یادگیری است و هیچ الگوی دیگری برای ادب و رفتار درست نمی‌توان یافت.
هر قطره ای از خون شهیدان گل صبح است
جایی که دمد صبح ز شمشیر تو شب نیست
هوش مصنوعی: هر نقطه از خون شهیدان، نشانه‌ای از روشنی صبح است. در جایی که صبح با شمشیر تو طلوع می‌کند، دیگر شب وجود ندارد.