گنجور

شمارهٔ ۳۴۲

به فکر خاطر ناشاد ما نیست
دل بیگانه هیچش یاد ما نیست
سفر طوق گرفتاران شوق است
چو قمری آشیان صیاد ما نیست
ز دل منشور نادانی گرفتیم
فلک در فکر استعداد ما نیست
چرا داد دل از گردون نخواهیم
کسی را گوش بر فریاد ما نیست
فلک خون اسیران چون ننوشد
مگر خاک ره جلاد ما نیست
اسیر از عشق شیرین دیده بستیم
دویی اندیشه فرهاد ما نیست

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

به فکر خاطر ناشاد ما نیست
دل بیگانه هیچش یاد ما نیست
هوش مصنوعی: دل بیگانه هیچ توجهی به ناراحتی ما ندارد و به یاد ما نیست.
سفر طوق گرفتاران شوق است
چو قمری آشیان صیاد ما نیست
هوش مصنوعی: سفر برای کسانی که درگیر شوق و آرزو هستند مانند تنگنا و زنجیری است که آنها را در بر گرفته است، مانند اینکه قمری در چنگال صیاد باشد و نتواند به آشیانه‌اش برگردد.
ز دل منشور نادانی گرفتیم
فلک در فکر استعداد ما نیست
هوش مصنوعی: ما از دل، جهل و نادانی را دریافت کردیم و آسمان، در اندیشه‌ی توانایی و استعداد ما نیست.
چرا داد دل از گردون نخواهیم
کسی را گوش بر فریاد ما نیست
هوش مصنوعی: چرا دل خود را به خاطر آسمان به درد بیاوریم، وقتی که هیچ‌کس صدای ما را نمی‌شنود؟
فلک خون اسیران چون ننوشد
مگر خاک ره جلاد ما نیست
هوش مصنوعی: آسمان چگونه می‌تواند خون قربانیان را بنوشد، مگر اینکه خاک راه جلاد ما باشد؟
اسیر از عشق شیرین دیده بستیم
دویی اندیشه فرهاد ما نیست
هوش مصنوعی: ما در بند عشق شیرین خود افتاده‌ایم و نمی‌توانیم از دوگانگی‌های ذهنی رهایی یابیم، چرا که فرهاد ما وجود ندارد.