گنجور

شمارهٔ ۳۴۰

گریه بیقرار پیدا نیست
نمک روزگار پیدا نیست
دیدم آیینه خانه دو جهان
هیچکس غیر یار پیدا نیست
بسکه در دل گداختیم نفس
خاک ما را غبار پیدا نیست
بینش ناقص که می گوید
که نهان آشکار پیدا نیست
دود آه که گشت عالمگیر
شعله شبهای تار پیدا نیست
حیرتم صد چمن شکفت و هنوز
اثر از نوبهار پیدا نیست
چه بهشتی است عالم مشرب
خواری از اعتبار پیدا نیست
اعتدال هوای دل ما را
همه گل کرده خار پیدا نیست
چه بگویم ز راز عشق و جنون
رنگ و بوی بهار پیدا نیست
بر سر راه انتظار اسیر
روزم از روزگار پیدا نیست

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

گریه بیقرار پیدا نیست
نمک روزگار پیدا نیست
هوش مصنوعی: در زندگی گاهی اوقات احساس بی‌قراری و ناراحتی می‌کنیم، اما نمی‌توانیم دلیل مشخصی برای آن بیابیم. به نظر می‌رسد که در این سفر زندگی، درد و رنجی وجود دارد که نمک زندگی ماست، و بدون آن زندگی ممکن است طعم و مزه‌اش را از دست بدهد.
دیدم آیینه خانه دو جهان
هیچکس غیر یار پیدا نیست
هوش مصنوعی: من در آیینه‌ای که نشان‌دهنده‌ی دو جهان است، هیچ‌کس جز یار را نمی‌بینم.
بسکه در دل گداختیم نفس
خاک ما را غبار پیدا نیست
هوش مصنوعی: تا حدی در دل خود ذوب شدیم که نشانه‌ای از خاک ما نمی‌توان دید.
بینش ناقص که می گوید
که نهان آشکار پیدا نیست
هوش مصنوعی: بینش محدود می‌گوید که آنچه در دل پنهان است، هیچ‌گاه به وضوح نمایان نمی‌شود.
دود آه که گشت عالمگیر
شعله شبهای تار پیدا نیست
هوش مصنوعی: دود آه‌ها به قدری فراگیر شده است که شعلۀ شب‌های تاریک دیگر دیده نمی‌شود.
حیرتم صد چمن شکفت و هنوز
اثر از نوبهار پیدا نیست
هوش مصنوعی: من از این که بهار آمده و چمن‌ها شکوفه داده‌اند، شگفت‌زده‌ام، اما هنوز نشانه‌ای از زیبایی‌های بهار دیده نمی‌شود.
چه بهشتی است عالم مشرب
خواری از اعتبار پیدا نیست
هوش مصنوعی: این دنیا مانند بهشتی است که آدمی در آن، به خاطر ناشایستگی و عدم اعتبار خود، نمی‌تواند از آن لذت ببرد.
اعتدال هوای دل ما را
همه گل کرده خار پیدا نیست
هوش مصنوعی: دل ما به خاطر اعتدال و آرامش، بسیار خوشبو و شاداب شده است و در این فضا هیچ گونه مشکل یا درد و رنجی وجود ندارد.
چه بگویم ز راز عشق و جنون
رنگ و بوی بهار پیدا نیست
هوش مصنوعی: در مورد عشق و جنون چه بگویم، که نشانی از زیبایی و تازگی بهار در آن وجود ندارد.
بر سر راه انتظار اسیر
روزم از روزگار پیدا نیست
هوش مصنوعی: در مسیر انتظار، روزها به سختی می‌گذرد و اثری از تحولات زندگی نمی‌بینم.