گنجور

شمارهٔ ۳۳۲

فرزانگی در آتش غفلت سپند کیست
دیوانگی شکار و رهایی کمند کیست
خاکم به باد رفت و غبارم ز جا نخاست
معمار من طبیعت مشگل پسند کیست
رشک شبم در آتش پروانگی گداخت
تا صبح عندلیب گل غنچه خندکیست
گردم ز بوی گل به هوا دام می کشد
رعنا تذرو جلوه رعنا سمند کیست
مستان طلسم توبه شکستن به نام من
تکلیف آشنائی ساقی به پند کیست
گشتم ز برق تازی آن جستجو غبار
شب سرگذشته که سحر تیغ بند کیست
دل مشق ناله پیش رهایی کند اسیر
این غنچه سایه پرور سرو بلند کیست

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

فرزانگی در آتش غفلت سپند کیست
دیوانگی شکار و رهایی کمند کیست
هوش مصنوعی: عقل و فهم واقعی در زمان غفلت چه کسی را پیدا می‌کند؟ و کیست که در دل دیوانگی، به دنبال آزادی و رهایی باشد؟
خاکم به باد رفت و غبارم ز جا نخاست
معمار من طبیعت مشگل پسند کیست
هوش مصنوعی: من به خاک تبدیل شدم و غبارم از جایی بلند نشد. سازنده من، یعنی طبیعت، چه کسی است که مشکلات را پسندیده باشد؟
رشک شبم در آتش پروانگی گداخت
تا صبح عندلیب گل غنچه خندکیست
هوش مصنوعی: من در حسرت شب پروانه‌ها، در آتش شوق و عشق سوختم، تا صبح که چون بلبل، گل جوانه به خنده است.
گردم ز بوی گل به هوا دام می کشد
رعنا تذرو جلوه رعنا سمند کیست
هوش مصنوعی: بوی گل مرا به آسمان می‌برد و زیبایی دل‌فریب او مرا به خود جلب می‌کند. این شخص زیبا کیست که در اینجا درخشیده است؟
مستان طلسم توبه شکستن به نام من
تکلیف آشنائی ساقی به پند کیست
هوش مصنوعی: مست‌ها تحت تأثیر عشق و خوشی، دیگر نیازی به بازگشت به راه درست ندارند. در این میان، حضور ساقی (شراب‌ریز) و آشنایی با او نشان‌دهنده‌ی روندی است که در آن عقل و نصیحت به کار نمی‌آید.
گشتم ز برق تازی آن جستجو غبار
شب سرگذشته که سحر تیغ بند کیست
هوش مصنوعی: در جستجوی شفافیت و حقیقتی هستم که در پرتو سریع و روشن دیگری نمایان می‌شود، مانند غباری که از شب گذشته باقی مانده است. می‌خواهم بدانم که در سپیده دم، حقیقت و روشنی در کجاست.
دل مشق ناله پیش رهایی کند اسیر
این غنچه سایه پرور سرو بلند کیست
هوش مصنوعی: دل در حال تمرین ناله‌ای است تا آزادی را بیابد. این غنچه به دام سایه چه کسی اسیر شده است، در حالی که سرو بلندی وجود دارد.