شمارهٔ ۳۲۷
هنوزم در دل از غم ریشه ای هست
از آن میخانه ها ته شیشه ای هست
چنان با سخت جانی خو گرفتم
که نشناسم دلی یا تیشه ای هست
به مژگان تو گیرایی ببالد
گریبان اطاعت پیشه ای هست
نمی گردد دل ما خالی از دوست
در این میخانه تا ته شیشه ای هست
اطلاعات
وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
هنوزم در دل از غم ریشه ای هست
از آن میخانه ها ته شیشه ای هست
هوش مصنوعی: من هنوز در درونم غمی دارم که ریشهاش به میخانهها و یادهای آنجا برمیگردد. همچنان اثراتی از آن لحظات در قلبم وجود دارد.
چنان با سخت جانی خو گرفتم
که نشناسم دلی یا تیشه ای هست
هوش مصنوعی: چنان به شرایط دشوار و سختی عادت کردهام که دیگر توانایی تشخیص کسی را ندارم که دلش برایم بسوزد یا بخواهد مرا آسیب برساند.
به مژگان تو گیرایی ببالد
گریبان اطاعت پیشه ای هست
هوش مصنوعی: چشمان تو به قدری جذاب و فریبنده است که انسان را وادار به اطاعت میکند.
نمی گردد دل ما خالی از دوست
در این میخانه تا ته شیشه ای هست
هوش مصنوعی: دل ما هیچگاه بدون دوست در این میخانه خالی نخواهد بود، تا زمانی که حتی قطرهای از شراب در شیشه باقی مانده باشد.

اسیر شهرستانی