شمارهٔ ۳۲۶
وحدت جهان گرفت و تماشا چنانکه هست
صدرنگ گل برآمد و بلبل همان که هست
دارد دلم برای غمت کارخانه ای
بیرون از این زمین و از این آسمان که هست
عکس تو را به روی گل و خار می کشد
آیینه را شناخته ایم آنچنان که هست
پیش از خیال محرم راز تو بوده ایم
در خاطر تو جای دلم آن نشان که هست
چندانکه پاس خاطر راز تو داشتیم
دل در میان نبود و همان بد گمان که هست؟
صد کاروان غبار شد و ره همان که بود
برخاست گرد منزل و مقصد همان که هست
مشت غباری از ره مقصود بیش نیست
این قوم و این قبیله و این دودمان که هست
شوقت همیشه بلبل توحید باد اسیر
بیرون مباد یکدم از این گلستان که هست
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
وحدت جهان گرفت و تماشا چنانکه هست
صدرنگ گل برآمد و بلبل همان که هست
هوش مصنوعی: جهان به نوعی یکی شده و همه چیز به زیبایی خود را نشان میدهد. بهطوریکه گل به سرعت شکوفا میشود و بلبل نیز همانطور که هست، آواز میخواند.
دارد دلم برای غمت کارخانه ای
بیرون از این زمین و از این آسمان که هست
هوش مصنوعی: دل من برای اندوه تو یک کارخانه بزرگ و وسیع دارد، که فراتر از این زمین و آسمان است.
عکس تو را به روی گل و خار می کشد
آیینه را شناخته ایم آنچنان که هست
هوش مصنوعی: آیینه در کنار گل و خار، تصویر تو را به نمایش میگذارد. ما آنچنان با آیینه آشنا شدهایم که واقعیتها را همانطور که هستند، میبینیم.
پیش از خیال محرم راز تو بوده ایم
در خاطر تو جای دلم آن نشان که هست
هوش مصنوعی: ما پیش از اینکه بر سر زبانها نام تو بیفتد، در دل تو وجود داشتهایم و آن نشانهای که دل من در خاطر تو دارد، هنوز هم همان جاست.
چندانکه پاس خاطر راز تو داشتیم
دل در میان نبود و همان بد گمان که هست؟
هوش مصنوعی: هر چقدر که ما برای حفظ راز تو تلاش کردیم، دل ما در این میان وجود نداشت و همانطور که هست، بدگمانی همچنان باقی است.
صد کاروان غبار شد و ره همان که بود
برخاست گرد منزل و مقصد همان که هست
هوش مصنوعی: صد کاروان از گرد و غبار در راه افتادند، اما مسیر تغییر نکرد و مقصد همچنان همان جایی است که همیشه بوده است.
مشت غباری از ره مقصود بیش نیست
این قوم و این قبیله و این دودمان که هست
هوش مصنوعی: این گروه و قبایل، تنها گرد و غباری هستند که به هدف اصلی دست نیافتهاند و ارزشی فراتر از آن ندارند.
شوقت همیشه بلبل توحید باد اسیر
بیرون مباد یکدم از این گلستان که هست
هوش مصنوعی: عشق و محبت تو مانند آواز بلبل است که همواره جاودان و زنده بماند و هیچگاه از این گلستان دلانگیز فاصله نگیرد.

اسیر شهرستانی