شمارهٔ ۳۲۴
بیقراریهای عشق آیینه دار خوی دوست
همچو گل می خندد از سیمای عاشق روی دوست
شوخی جوهر ندارد خواب در شمشیر ناز
می نماید راز عاشق از خم ابروی دوست
دیده بر روی شکفتن همچو گل وا می کند
کاش دل هم یک گره می بود از گیسوی دوست
روز روشن از پر پروانه می سازد چراغ
گر نباشد غیرت عاشق نقاب روی دوست
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بیقراریهای عشق آیینه دار خوی دوست
همچو گل می خندد از سیمای عاشق روی دوست
هوش مصنوعی: بیتابیهای عشق مانند آینهای است که تصویر دوست را منعکس میکند، و مانند گلی که در چهره عاشق میخندد.
شوخی جوهر ندارد خواب در شمشیر ناز
می نماید راز عاشق از خم ابروی دوست
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که شوخی و بازیهای تمسخرآمیز، به اندازهی واقعیات عمیق نیستند. خواب و خیال در ناز و زیبایی شمشیر تمثیلی است، و راز و حقیقت عشق در خم ابروی محبوب و دوست نمایان میشود. به طور کل، نشاندهندهی این است که عشق و احساسات عمیق، از ظواهر و بازیهای سطحی فراتر هستند.
دیده بر روی شکفتن همچو گل وا می کند
کاش دل هم یک گره می بود از گیسوی دوست
هوش مصنوعی: چشمان من به شگفتن و باز شدن مانند گل مینگرد، ای کاش دل من نیز مانند گیسوی دوست یک گره میداشت.
روز روشن از پر پروانه می سازد چراغ
گر نباشد غیرت عاشق نقاب روی دوست
هوش مصنوعی: در روز روشن، پرهای پروانه به چراغ تبدیل میشود، اما اگر غیرت و احساس عشق نباشد، دیگر نمیتوانیم زیبایی روی دوست را ببینیم.

اسیر شهرستانی