گنجور

شمارهٔ ۳۱۱

ز جام عشق تو هر سبزه مست سودایی است
به هر طرف که نظر می کنم تماشایی است
بیاض سبزه گشودم کتاب گل خواندم
به نام شوق تو هر شبنمی معمایی است
هوا ز موج طراوت سفینه غزل است
چمن ز لاله و گل مطلع خوش انشایی است
کسی که سیلی زنجیر خورده می داند
که سرنوشت اسیران خط چلیپایی است

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ز جام عشق تو هر سبزه مست سودایی است
به هر طرف که نظر می کنم تماشایی است
هوش مصنوعی: از محبت و عشق تو، هر سبزه‌ای حالت مستی و شوق دارد و به هر سو که نگاه می‌کنم، منظره‌ای دل‌انگیز و زیبا وجود دارد.
بیاض سبزه گشودم کتاب گل خواندم
به نام شوق تو هر شبنمی معمایی است
هوش مصنوعی: با کمال میل! در این بیت، شاعر به زیبایی‌های طبیعت و احساسات عاشقانه‌اش اشاره می‌کند. او شادابی سبزه را مانند کتابی می‌بیند که در آن نام معشوقش را با شوق یاد می‌کند. هر قطره شبنم را نیز معما و رازهایی از عشق می‌داند که به او الهام می‌بخشد. به طور کلی، این شعر پر از احساسات لطیف و زیبایی‌های طبیعی است.
هوا ز موج طراوت سفینه غزل است
چمن ز لاله و گل مطلع خوش انشایی است
هوش مصنوعی: فضای دلپذیر و شاداب، مانند کشتی‌ای است که با موج‌های سرخوشی پیش می‌رود و باغ نیز با لاله‌ها و گل‌ها، به نوعی آغازگر زیبایی و طراوت شعر است.
کسی که سیلی زنجیر خورده می داند
که سرنوشت اسیران خط چلیپایی است
هوش مصنوعی: کسی که در بند زنجیر شده است، می‌داند که سرنوشت اسیران به خطی مشخص و دردناک ربط دارد.