گنجور

شمارهٔ ۳۱۲

نگاهش دورگرد آشنایی است
تغافل بر سر صبرآزمایی است
به خون افتاده مرغ دام او را
تپیدن بال پرواز رهایی است
چو دل باشد تسلی از خیالی
امید وصل کافر ماجرایی است
کند در غنچه پنهان نقد خود را
میان بلبل و گل هم جدایی است
اسیر از من چه می پرسی غم دل
عنانم در کف آشفته رایی است

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

نگاهش دورگرد آشنایی است
تغافل بر سر صبرآزمایی است
هوش مصنوعی: نگاه او از دور مانند یک آشنایی به نظر می‌رسد، اما در واقع او در حال نشان دادن نادانی یا بی‌توجهی است که بر روی صبر و شکیبایی من می‌افزاید.
به خون افتاده مرغ دام او را
تپیدن بال پرواز رهایی است
هوش مصنوعی: مرغی که به دام افتاده است، حالا در حال خونریزی است و بال‌های آن در تلاش برای پرواز و آزادی هستند.
چو دل باشد تسلی از خیالی
امید وصل کافر ماجرایی است
هوش مصنوعی: وقتی که دل آرامش داشته باشد، امید به وصالی که باطل است، تنها یک داستان بی‌اساس و بی‌معنی است.
کند در غنچه پنهان نقد خود را
میان بلبل و گل هم جدایی است
هوش مصنوعی: در دل غنچه، زیبایی و ارزش عشق پنهان است و این نشان می‌دهد که حتی در میان بلبل و گل نیز جدایی و فاصله‌ای وجود دارد.
اسیر از من چه می پرسی غم دل
عنانم در کف آشفته رایی است
هوش مصنوعی: از من نپرس که چه حسی دارم؛ زیرا غم درونم مثل افسار در دست کسی است که خودم هم نمی‌توانم بر آن کنترل داشته باشم.