گنجور

شمارهٔ ۳۰۷

خموشیها عجب شیرین زبانی است
لب کم حرف رنگین داستانی است
سر هر خار این صحرای خونخوار
نشان بیرق صاحبقرانی است
اشارتهای مدهوش زمانه
تغافلهای خاموش بیانی است
میندیش از خم بازوی سرکش
خدنگ هر کج اندیشی کمانی است
چه پرسی از دیار خاکساری
گل هر سرزمینی آسمانی است
شب و روز و مه و سالش بهار است
کدوی باده پیر دل جوانی است
اسیر عشق را در وادی شوق
زهر گامی پیامی آسمانی است

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

خموشیها عجب شیرین زبانی است
لب کم حرف رنگین داستانی است
هوش مصنوعی: سکوت‌ها به شکلی جالب و زیبا سخن می‌گویند، و کم حرفی لب‌ها داستانی رنگین و جذاب را به تصویر می‌کشد.
سر هر خار این صحرای خونخوار
نشان بیرق صاحبقرانی است
هوش مصنوعی: در هر نقطه از این زمین خونی که شناسنامه‌ی پرچم حکمرانی است.
اشارتهای مدهوش زمانه
تغافلهای خاموش بیانی است
هوش مصنوعی: این جمله اشاره دارد به اینکه نشانه‌ها و علامت‌های گیج کننده‌ای که از زمانه به ما می‌رسد، به نوعی بی‌توجهی و سکوت را بیان می‌کند. به عبارتی، در پس این نشانه‌ها، پیام‌هایی وجود دارد که به سادگی درک نمی‌شوند و شاید نشان‌دهنده وضعیت‌های عمیق‌تری از عدم توجه یا بی‌خبری باشند.
میندیش از خم بازوی سرکش
خدنگ هر کج اندیشی کمانی است
هوش مصنوعی: نگران نباش از خمش و قدرت تیر، چون هر فکری که به ذهنت برسد، مانند کمانی است.
چه پرسی از دیار خاکساری
گل هر سرزمینی آسمانی است
هوش مصنوعی: هر پرسشی که از سرزمین خاکی گل‌ها داشته باشی، این را بدان که هر سرزمینی یک آسمان خاص خود را دارد.
شب و روز و مه و سالش بهار است
کدوی باده پیر دل جوانی است
هوش مصنوعی: هر شب و روز و ماه و سالی که می‌گذرد، زمان جوانی و شادابی است و همچون کدوهایی که در باده‌ای پیر همیشه سرسبز هستند، روح جوانی همچنان زنده و سرزنده باقی می‌ماند.
اسیر عشق را در وادی شوق
زهر گامی پیامی آسمانی است
هوش مصنوعی: محبتی که انسان را به دام خودش می‌اندازد، در مسیر علاقه و اشتیاق، پیامی الهی و ناب را به دنبال دارد.