گنجور

شمارهٔ ۳۰۶

هر سبزه این باغ نشان خم دامی است
هر سرو و گلی نغمه سرای جم و جامی است
آمیخته با چشم ترم شور تماشا
هر قطره سرشکم نمک فتنه عامی است
وارستگی ما وگرفتاری عالم
هر وحشی رم کرده نظر کرده دامی است
شبنم به شرر حوصله داغ فروشد
در گلشن و گلخن ز تمنای تو دامی است
آتشکده سینه نظر یافته کیست
در کلبه ام از شور نفس شرب مدامی است
احوال غریبان ز فراموشی خود پرس
هر ناله که از خاطر ما رفته پیامی است
بیگانگیم سوخت ز بیداد تو فریاد
مستانه جوابی که غریبانه سلامی است
شبگرد تو کارش نه به شمع است و نه با دل
نقش قدم گرمروان ماه تمامی است
بیتابیش افکنده به آسایش جاوید
یکبار نظر کن که اسیر تو چه خامی است

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

هر سبزه این باغ نشان خم دامی است
هر سرو و گلی نغمه سرای جم و جامی است
هوش مصنوعی: هر سبزه‌ای در این باغ یادآور دام‌های پنهانی است، و هر درخت سرو و گلی مانند آوازخوانانی هستند که در جشن و سرور مشغول خواندن هستند.
آمیخته با چشم ترم شور تماشا
هر قطره سرشکم نمک فتنه عامی است
هوش مصنوعی: چشمانم پر از اشک است و این اشک‌ها برایم گویی تماشای یک ماجرای شیرین و دردناک هستند. هر قطره اشکم به نوعی نمایانگر فتنه و دسیسه‌ای است که در دوران عادی زندگی‌ام وجود دارد.
وارستگی ما وگرفتاری عالم
هر وحشی رم کرده نظر کرده دامی است
هوش مصنوعی: آزادی ما و مشکلات جهان، هر موجود زنده‌ای را که در بند گیرافتاده، به دام انداخته است.
شبنم به شرر حوصله داغ فروشد
در گلشن و گلخن ز تمنای تو دامی است
هوش مصنوعی: شبنم با اشتیاق خود در باغ و گلخانه، دلی پر از آرزو از تو به نمایش می‌گذارد.
آتشکده سینه نظر یافته کیست
در کلبه ام از شور نفس شرب مدامی است
هوش مصنوعی: در سینه من آتشکده‌ای وجود دارد که به دیدار آن کیست؟ در کلبه من از شدت نفس کشیدن، شربتی مداوم وجود دارد.
احوال غریبان ز فراموشی خود پرس
هر ناله که از خاطر ما رفته پیامی است
هوش مصنوعی: احوال بی‌قراران را از فراموشی خود بپرس، هر اندوه و درد که از یاد ما رفته، نشانه‌ای از وجود پیام و خبری است.
بیگانگیم سوخت ز بیداد تو فریاد
مستانه جوابی که غریبانه سلامی است
هوش مصنوعی: درد و رنج ناشی از بیگانگی و ستم تو، باعث شده تا فریاد من به صدای سرمستی تبدیل شود، اما پاسخ من به تو به گونه‌ای است که مانند سلامی غریب و دورافتاده به نظر می‌رسد.
شبگرد تو کارش نه به شمع است و نه با دل
نقش قدم گرمروان ماه تمامی است
هوش مصنوعی: شب‌گردی که در شب‌ها می‌چرخد، نه به نور شمع نیاز دارد و نه دلش به یاد آدم‌ها گرم است؛ زیرا نور و زیبایی تمام شب در ماه نهفته است.
بیتابیش افکنده به آسایش جاوید
یکبار نظر کن که اسیر تو چه خامی است
هوش مصنوعی: دل‌تنگی و ناراحتی این فرد به حالتی اشاره دارد که او به آرامش جاودان فکر می‌کند. او از تو می‌خواهد یکبار به او نگاه کنی و ببینی چقدر نسبت به اسارت و گرفتاری‌ات ناتوان و بی‌خبر است.