شمارهٔ ۳۰۱
بازم از مژگان شوخی خارخار عاشقی است
دل درون سینه ام از انتظار عاشقی است
سبزه خط گر دمید از گلشن حسنت چه غم
بیقراران رخت را نوبهار عاشقی است
خوشدلی ارزانی یاران فارغبال باد
من دل خرم نمی خواهم که عار عاشقی است
زان وفا دشمن جفا چندانکه بینی صبرکن
اینچنین می باشد ای دل کار و بار عاشقی است
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بازم از مژگان شوخی خارخار عاشقی است
دل درون سینه ام از انتظار عاشقی است
هوش مصنوعی: چشم های تو همانند شوخی های است که به دل من زخم میزند و در درون سینهام، انتظار عشق شعلهور است.
سبزه خط گر دمید از گلشن حسنت چه غم
بیقراران رخت را نوبهار عاشقی است
هوش مصنوعی: اگر از زیباییها و گلهای وجود تو سبزهای سبز شد، چه غمی برای بیقراری عاشقانی که در انتظار تو هستند؟ این بهار عاشقی است.
خوشدلی ارزانی یاران فارغبال باد
من دل خرم نمی خواهم که عار عاشقی است
هوش مصنوعی: شادمانی و خوشحالی برای دوستانی که بیخیال هستند، باشد. من دل شادمان نمیخواهم چون عاشقی برایم زحمت و عیب است.
زان وفا دشمن جفا چندانکه بینی صبرکن
اینچنین می باشد ای دل کار و بار عاشقی است
هوش مصنوعی: از آن وفا و مهربانیهای دوست، بهاندازهای که میبینی رنج و سختی را تحمل کن، ای دل! زیرا این حال و روز، خصوصیت و شرایط عاشقی است.
حاشیه ها
1402/06/15 14:09
محمد خراسانی
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

اسیر شهرستانی