گنجور

شمارهٔ ۳۰۰

دو جهان از کتاب دل ورقی است
زندگی سطری و فنا سبقی است
تب رشک که سوخت گلشن را
غنچه تبخاله ای و گل عرقی است
گل خورشید غنچه می خندد
صبح بی باده شام بی شفقی است
هنر از عیب می توان دانست
عالم آیینه خانه سبقی است
می گریزم اسیر از آزادی
دل بی داغ لکه بهقی است؟

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

دو جهان از کتاب دل ورقی است
زندگی سطری و فنا سبقی است
هوش مصنوعی: زندگی مانند یک کتاب است که دو دنیا در آن نوشته شده، با هر ورق که برمی‌زنیم، داستانی جدید و فرایندی از زنده بودن و نابودی را می‌خوانیم. سطرهای زندگی ما موقتی هستند و به زودی جای خود را به سطرهای دیگری خواهند داد.
تب رشک که سوخت گلشن را
غنچه تبخاله ای و گل عرقی است
هوش مصنوعی: رنگرزی که به شدت غبطه می‌خورد، باغ را با آتش خود سوزانده است. غنچه‌ای در حال آب شدن است و گلی که خیس عرق است، به همین دلیل به وجود آمده.
گل خورشید غنچه می خندد
صبح بی باده شام بی شفقی است
هوش مصنوعی: گل خورشید به آرامی شکفته و می‌خندد، صبح بدون شراب و شام بدون روشنی غروب است.
هنر از عیب می توان دانست
عالم آیینه خانه سبقی است
هوش مصنوعی: از عیوب و نقص‌ها می‌توان فهمید که هنر چیست؛ زیرا دانشمند مانند آینه‌ای است که جوانبی از گذشته را به نمایش می‌گذارد.
می گریزم اسیر از آزادی
دل بی داغ لکه بهقی است؟
هوش مصنوعی: من با قلبی آزاد اما بدون درد و رنج از مشکلات فرار می‌کنم، آیا این وضعیت خوب است؟