گنجور

شمارهٔ ۲۸۴

رنجی که چشم شب پره از نور دیده است
زخم دلم ز مرهم کافور دیده است
کی دار حقشناس فراموش می کند
آن سرگذشتگی که زمنصور دیده است
آسایشی که دیده ام از خواب بی رخت
بیمار عشق در شب دیجور دیده است
شبها به روز آمد و آن راه طی نشد
شوقم چو موسی آتشی از دور دیده است
ته جرعه ای ز باده پرستان بزم توست
عشق آنچه در پیاله منصور دیده است

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

رنجی که چشم شب پره از نور دیده است
زخم دلم ز مرهم کافور دیده است
هوش مصنوعی: درد و رنجی که چشم شب به خاطر نبود نور تحمل کرده، شبیه زخم دل من است که فقط با مرهمی بی‌اثر تسکین یافته.
کی دار حقشناس فراموش می کند
آن سرگذشتگی که زمنصور دیده است
هوش مصنوعی: هر کسی که حق‌شناسی را در وجود خود دارد، هرگز آن داستان‌ها و تجربیات را که دیده و لمس کرده است، فراموش نخواهد کرد.
آسایشی که دیده ام از خواب بی رخت
بیمار عشق در شب دیجور دیده است
هوش مصنوعی: آرامشی که من تجربه کرده‌ام، ناشی از خواب بدون حضور معشوق است که فرد عاشق در شب تاریک و غم‌انگیز داشته است.
شبها به روز آمد و آن راه طی نشد
شوقم چو موسی آتشی از دور دیده است
هوش مصنوعی: شب‌ها به صبح نزدیک می‌شوند، اما آن راهی که می‌خواستم طی کنم هنوز طی نشده است. شوق و آرزویم مانند موسی که آتش را از دور می‌بیند، بسیار زیاد است.
ته جرعه ای ز باده پرستان بزم توست
عشق آنچه در پیاله منصور دیده است
هوش مصنوعی: کمی از شراب خالص، نشانه‌ای از مهمانی و شادی توست. عشق، آنچه که منصور در جام دیده است.