گنجور

شمارهٔ ۲۷۸

گریه زچشمم به امان آمده است
ناله ز آهم به فغان آمده است
محرم و بیگانه از این پرده دور
راز دل ما به زیان آمده است
چون نکند طاقتم از خود کنار
حرف کنارش به میان آمده است
چله نشینی به از انگور نیست
پیر به خم رفته جوان آمده است
از سرکوی تو چو مستان اسیر
خنده کنان نعره زنان آمده است

اطلاعات

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

گریه زچشمم به امان آمده است
ناله ز آهم به فغان آمده است
هوش مصنوعی: چشم‌هایم دیگر به گریه عادت کرده‌اند و صدای آهم به فریاد تبدیل شده است.
محرم و بیگانه از این پرده دور
راز دل ما به زیان آمده است
هوش مصنوعی: محرم و بیگانه از این پرده هستند و راز دل ما به ضرر ما فاش شده است.
چون نکند طاقتم از خود کنار
حرف کنارش به میان آمده است
هوش مصنوعی: وقتی از تحمل کردن فراتر بروم، حرفی که در کنار او به میان می‌آید اهمیت پیدا می‌کند.
چله نشینی به از انگور نیست
پیر به خم رفته جوان آمده است
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نشستن و تفکر عمیق نکردن نسبت به زندگی بهتر از غرق شدن در لذت‌های زودگذر مثل نوشیدن شراب است. در واقع، فردی که سال‌ها در حال تفکر و تجربه بوده است، به اندازه یک جوان پرشور و پرانرژی ارزش دارد.
از سرکوی تو چو مستان اسیر
خنده کنان نعره زنان آمده است
هوش مصنوعی: از کوچه‌ی تو، مانند مستانی که اسیر شادی‌اند، با خنده و شور و فریاد، آمده‌اند.