شمارهٔ ۲۷۲
آنکه صید عالم از چشم خماری کرده است
یاد خود کرده است پنداری شکاری کرده است
دیده در آیینه روی خویش و بیخود گشته است
حیرتستان را بهارش نوبهاری کرده است
گل به سر ساغر به کف پا در حنا می آید آه
بیقراریهای ما جوش قراری کرده است
می دهد بر باد هر ساعت غبار وعده ای
هر نسیمی را فریب انتظاری کرده است
دل به نومیدی سپردن صید مطلب کردن است
بی نیازی خار خشکی را بهاری کرده است
عشق دیرین پرتوی دارد که بعد از سالها
داغهای کهنه را خورشید زاری کرده است
خنده خورشید می جوشد ز شام تار من
سنبلستان خیالت خوش بهاری کرده است
کی نگاهش یاد همچون من اسیری می کند
آنکه از هر سایه مژگان شکاری کرده است
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
آنکه صید عالم از چشم خماری کرده است
یاد خود کرده است پنداری شکاری کرده است
هوش مصنوعی: آن کسی که با چشمهای مست و خرابش، زیباییهای دنیا را شکار کرده و به خود مشغول شده، در واقع به یاد خود افتاده و به نظرش کاری انجام داده که قابل توجه است.
دیده در آیینه روی خویش و بیخود گشته است
حیرتستان را بهارش نوبهاری کرده است
هوش مصنوعی: چشم در آینه چهره خود را میبیند و از خود بیخود شده است، بهار، این حیرت بزرگ را تازه و زیبا کرده است.
گل به سر ساغر به کف پا در حنا می آید آه
بیقراریهای ما جوش قراری کرده است
هوش مصنوعی: گل بر روی سر و جام در دست، در حالی که پا در حنا است، میآید. آه، بیقراریهای ما به جوش و خروش افتاده است.
می دهد بر باد هر ساعت غبار وعده ای
هر نسیمی را فریب انتظاری کرده است
هوش مصنوعی: هر لحظه که می گذرد، وعده هایی که به ما داده شده، به شکل غبار در باد پراکنده می شوند و هر نسیم بادی، ما را به اشتباه و فریب انتظار می اندازد.
دل به نومیدی سپردن صید مطلب کردن است
بی نیازی خار خشکی را بهاری کرده است
هوش مصنوعی: بسپردن دل به ناامیدی یعنی اینکه انسان خودش را به چیزی بیارزش و بیفایده تبدیل کند. بدون نیاز به چیزهایی که ضروری هستند، مانند خارهایی که در زندگی وجود دارند، میتواند دلیلی برای تغییر و شکوفایی باشد.
عشق دیرین پرتوی دارد که بعد از سالها
داغهای کهنه را خورشید زاری کرده است
هوش مصنوعی: عشق قدیمی نور و درخشندگی خاصی دارد که حتی پس از گذشت سالها میتواند زخمهای قدیمی را التیام بخشد و آنها را بهبود بخشد.
خنده خورشید می جوشد ز شام تار من
سنبلستان خیالت خوش بهاری کرده است
هوش مصنوعی: خندهی خورشید از تاریکی شب به امید روز نو میجوشد و باغ خیال تو در این بهار زیبا شکوفا شده است.
کی نگاهش یاد همچون من اسیری می کند
آنکه از هر سایه مژگان شکاری کرده است
هوش مصنوعی: کسی که با مژههایش به راحتی میتواند شکار کند، آیا به من اسیر هم نگاه میکند؟

اسیر شهرستانی