شمارهٔ ۲۶۹
کدام شوق به راه دویدن افتاده است
که بی خبر دل ما از تپیدن افتاده است
ز بیزبانی من وحشت نگاه کسی
چو دام دیده به فکر رمیدن افتاده است
چه دیده ها که ز شرم رخ تو آب شده است
چو قطره ای که ز چشم چکیدن افتاده است
غبار ما ز صبا هم بلد نمی گیرد
به وادی سفر نارسیدن افتاده است
جهان خراب شد و گرد بر نمی خیزد
دگر دل که زمشق تپیدن افتاده است
ز اعتدال بهار جنون چه می پرسی
گلی است شعله که از دست چیدن افتاده است
اثر زبانه کش ناله خموش اسیر
چه گوشها که به فکر شنیدن افتاده است
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
کدام شوق به راه دویدن افتاده است
که بی خبر دل ما از تپیدن افتاده است
هوش مصنوعی: کدام شور و شوقی باعث شده است که ما در حال دویدن باشیم، در حالی که دل ما بدون هیچ خبری از تپش و زندگی افتاده است؟
ز بیزبانی من وحشت نگاه کسی
چو دام دیده به فکر رمیدن افتاده است
هوش مصنوعی: از سر بیزبانی من، شخصی از نگاهش وحشت کرده است، مثل دامی که به فکر فرار افتاده باشد.
چه دیده ها که ز شرم رخ تو آب شده است
چو قطره ای که ز چشم چکیدن افتاده است
هوش مصنوعی: چقدر چشمان زیادی به خاطر زیبایی تو خجالت زده شدهاند، مانند قطره آبی که از چشم میچکد.
غبار ما ز صبا هم بلد نمی گیرد
به وادی سفر نارسیدن افتاده است
هوش مصنوعی: غبار ما از نسیم هم نمیتواند به کسی کمک کند و به سفر نرفتهایم، بنابراین نتوانستهایم به مقصد برسیم.
جهان خراب شد و گرد بر نمی خیزد
دگر دل که زمشق تپیدن افتاده است
هوش مصنوعی: جهان ویران شده و دیگر هیچ حرکتی نخواهد داشت، چون دل من به خاطر جدایی از محبوبم میتپد.
ز اعتدال بهار جنون چه می پرسی
گلی است شعله که از دست چیدن افتاده است
هوش مصنوعی: از توازن و اعتدال بهار، چرا در مورد جنون میپرسی؟ گلی که مانند شعلهای است، از دست چیدن افتاده و به زمین افتاده است.
اثر زبانه کش ناله خموش اسیر
چه گوشها که به فکر شنیدن افتاده است
هوش مصنوعی: صدای آه و ناله این اسیر خاموش چنان تأثیرگذار است که گوشها به خاطر شنیدن آن به فکر فرو رفتهاند.

اسیر شهرستانی