گنجور

شمارهٔ ۲۵۶

هر چند بهشت دلنشین است
از کوی تو یک گل زمین است
چون شکر شکست دل نگویم
صد گنج به زیر این نگین است
عشق تو بهار یک چمن نیست
شوقم به هزار جا رهین است
شرمنده منت که باشم
چشم تو کرشمه آفرین است
از صیقل اشک پاک بینان
آیینه آسمان زمین است
آمیزش کام با محبت
کفر است که در لباس دین است
جز هیچ ندارم آرزویی
چیزی که اسیر دارم این است

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

هر چند بهشت دلنشین است
از کوی تو یک گل زمین است
هوش مصنوعی: هرچند که بهشت مکان زیبایی است، لیکن وجود یک گل از طرف تو برای من ارزشمندتر است.
چون شکر شکست دل نگویم
صد گنج به زیر این نگین است
هوش مصنوعی: وقتی که دل شکسته می‌شود، نمی‌توانم بگویم که زیر این نگین، صد گنج نهفته است.
عشق تو بهار یک چمن نیست
شوقم به هزار جا رهین است
هوش مصنوعی: عشق تو مانند بهار یک بوستان نیست، بلکه اشتیاق من به تو در هزار مکان و موقعیت وابسته است.
شرمنده منت که باشم
چشم تو کرشمه آفرین است
هوش مصنوعی: من شرمنده‌ام که بر روی لطف و محبت تو تأمل می‌کنم، زیرا چشمانت به گونه‌ای جادویی و دلربا هستند.
از صیقل اشک پاک بینان
آیینه آسمان زمین است
هوش مصنوعی: آسمان و زمین، همچون آینه‌ای زلال و روشن، از خالصی و زیبایی چشمان معصوم و پاکی که با اشک‌های خود، به زندگی و جهان معنا می‌بخشند، تأثیر می‌پذیرند.
آمیزش کام با محبت
کفر است که در لباس دین است
هوش مصنوعی: ترکیب لذت جنسی با عشق واقعی چیزی است که در ظاهر ممکن است مقدس به نظر برسد، اما در واقعیت آن را نمی‌توان به عنوان یک دین حقیقی پذیرفت.
جز هیچ ندارم آرزویی
چیزی که اسیر دارم این است
هوش مصنوعی: من هیچ آرزویی ندارم و تنها چیزی که دارم، همین اسارتی است که در آن گرفتار شده‌ام.